عشق گرگی من :-

خب خب خب

قراره شاهکار جدیدم رو ببینید

وجگون(وجیم): سلام عزیزان دری(مخفف دراگون) از بس گشنه بوده سلامش رو خورده 

من: سلام .

اصلا چرا اومدی اینجا وجگون  برو تا نیومدم جرت ندادممممم

وجگون: نمیرمممممم

من: بعد داستان دارم برات فقط صبر کن

 

ادامه نوشته

عشق گرگی من😍🐺

سلام اینم باز داستان خودمه🧶

اصا این شاهکارهههه

خب مرینت یه گرگینه هستش💁🏻‍♀️(موجودی هم انسان و هم گرگ)«عکسش رو براتون میزارم»

 غیر از پدر و مادر مری دیگه هیچکس نمیدونه که اون یه گرگینه هست حتی بهترین دوستش آلیا🙅🏻‍♀️

مری پدر و مادرش رو در ده سالگی توی یک تصادف از دست میدو اون پیش خالش بزرگ میشه و بعد از چین به خاطر تحصیل دانشگاهش میاد پاریس 

😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻

آدرین استاد دانشگاهی است که عاشق مری میشه و........................

این خلاصش بود پارت اولش رو یه روزی میدم