بیوگرافی تفنگ نقره ای
شلام شلام
یک رمان جدید اوردم به اسم تفنگ نقره ای ترسناک پلیسی و بکش بکش است .
زیر 17 سال نخونن چون صحنه های جنگ بسیار دارد
من رو این پست رمز میزارم و تو کامنتا بگید که سنتون چند است .
فعلا بای
تیزر جدید قسمت اقای کبوتر🌚🍓📿
مرینت و آدرین میرن استخررررررررررر🤓📿
تشریح سریال احضار 😂😂😐

خب چرا اینو گذاشتم ؟
برای این گذاشتم که بگم الان قاسم لاورمن کجایی ای گوه خور ؟:|
بیایید ببینید علامت شیطانی توی سریالای خودمون در اومد هیح اسمشم گذاشتن فیلم آموزنده برای مردم که گول شیطان نخورن
اگر دقت کنید علامت ظ نقشه اش مثلت یک چشم هست که شیطانیه 😂
بازم بگم ؟
شبکه یک روووووو 😂😂
جررر میبینید شبیه یه چشمه ؟
نقطه وسطش نشان تک چشم دیگه 😂

جحرر شبکه چهار و اون مشکیه و شبکه پنج و هم مشاهده کنید جحرر همشون شیطانن باو😂
حالا شبکه سه و دو زیاد مشکوک نمیزنه
ولی میخام بگم که گوه خوریه میراکلس و نکنید و زر نزنید شیطانیه
اون برج شیشه ای توی میراکلس تو واقعیتم وجود داره و جرمی خاسته اونو واقعی تر نشون بده 😂
کم مونده ب خالای لباس مرینتم گیر بدید ب لباس تبدیلش 😐💔

این همون برجست که توی میراکلسم هست ☝
هیچی فقط میخاستم همینو بگم
تا درودی دیگر بدرود😐🍃
تیزر جدید قسمت سولی کراشر🥎💕✨
کلویی زویی رو اذیت میکنه😭💔
شینا برات کارت شناسایی ساختم💛💡

اگر خوشت اومد بزار پست ثابتت به عنوان کارت شناساییت
عکس نوشته 😐😂💡

میگه که 😐😂..
پس چرا در عوض دست او را نمی بوسید؟ چرا او را بانوی من نمی نامی ؟ 😂
منظورش کیه کاگامی ؟😐😂💔
بریم بعدی👇

جعررر عالییی😂
بریم بعدی 👇

فهمیدم😐😂👐

ببخشید نبودم
سلام خیلی وقته نبودم ببخشید تو یه وب دیگه مشغول بودم اصن اینجا از یادم رفت. ببخشید😅
پرنسس و گربه خیابونی p1 ادامه
سلاممممممم برگشتممممممم
چون ادامه اس کمه ولی بازم برای طرفداران مریکت عالیه
یه شک داریم وسط داستان
نظرات شدن سه تا اگر بشه ۵ تا جمعه یا یکشنبه پارت بعدی رو میزارم امتحاناتم زیاده پس پارتها کمه

Try not to abuse your power
سعی کن از قدرتی که داری سواستفاده نکنی
I know we didn’t choose to change
میدونم که ما انتخاب نکردیم که تغییر کنیم
You might not wanna lose your power
ممکنه نخوای قدرتو از دست بدی
But having it’s so strange
اما داشتن (قدرت) خیلی عجیبه
She said you were a hero
اون گفت تو یه قهرمانی
You played the part
تو نقش بازی کردی
But you ruined her in a year
اما تو یه سال نابودش کردی
Don’t act like it was hard
طوری رفتار نکن که انگار سخت بود
And you swear you didn’t know (Didn’t know)
و قسم میخوری که نمیدونستی
No wonder why you didn’t ask
تعجبی نداره که چرا نپرسیدی
She was sleeping in your clothes (In your clothes)
اون تو لباسای تو خوابیده بود (تو لباسای تو)
But now she’s got to get to class
اما حالا باید بره کلاس
How dare you?
چطوری جرات کردی؟
And how could you?
چطور تونستی؟
Will you only feel bad when they find out?
آیا فقط وقتی حس بدی بهت دست میده که بقیه جریانو بفهمن؟
If you could take it all back
اگه میتونستی همشو پس بگیری
Would you?
اینکارو میکردی؟
Try not to abuse your power
سعی کن از قدرتی که داری سواستفاده نکنی
I know we didn’t choose to change
میدونم که ما انتخاب نکردیم که تغییر کنیم
You might not wanna lose your power
ممکنه نخوای قدرتو از دست بدی
But having it’s so strange
اما داشتن (قدرت) خیلی عجیبه
I thought that I was special
فکر میکردم که خاصم
You made me feel
تو این حسو به من دادی
Like it was my fault, you were the devil
انگار تقصیر من بود ، تو شیطان بودی
Lost your appeal
جذبه خودتو از دست دادی
Does it keep you in control?
کنترل تو رو بدست میگیره
For you to keep her in a cage?
که توی قفس نگهش داری؟
And you swear you didn’t know (Didn’t know)
و قسم میخوری که نمیدونستی
You said you thought she was your age
گفتی فکر کردی اون دختر هم سن تو هست
How dare you?
چطوری جرات کردی؟
And how could you?
چطور تونستی؟
Will you only feel bad when they find out?
آیا فقط وقتی حس بدی بهت دست میده که بقیه جریانو بفهمن؟
That they kill your contract?
اونا قرارداد تو رو فسخ میکنن؟
Would you?
اینکارو انجام میدن؟
Try not to abuse your power
سعی کن از قدرتی که داری سواستفاده نکنی
I know we didn’t choose to change
میدونم که ما انتخاب نکردیم که تغییر کنیم
You might not wanna lose your power
ممکنه نخوای قدرتو از دست بدی
But power isn’t pain
اما قدرت درد نیست
عاشق پوستره ام
برو ادامه
LOVE TO HIT ME E P 9 🍟❤
#love_to_hit_me
#e_part 9
#write: lady tarane
دوهفته بعد :
جنی : توی این دوهفته که دخترا نقشه اشون و به خوبی پیش میبردن امروز اخرین روز بود و
قرار بود از آگاهی بریزن تو عمارت و جیمین و دار ودستشو بگیرن تو این مدت خیلی
حالم بد شد ماموریت منم اینه که فرار کنم ... از دست خاطراتم که هر لحضه جلو چشمام
بودن .
جیمین و دازای از اونجا که خیلی معلوم بود باهم خیلی دوست بودن و همه راز هاشونو به
هم میگفتن و این چند وقته اِما سعی کرده بود اونو عاشق خودش کنه و موفق شده بود
بعد چند دقیقه اِما اومد پایین و دازای رو متوجه خودش کرد
دازای : بلاخره اومدی عزیزم ؟ بیا بریم بیرون یه گشتی بزنیم تا حال و هوای تو هم
عوض بشه
که اما هم سر تکون داد و همراهش رفت و حالا جیمین بود که گوشیش زنگ خورد و جواب داد
مکالمه جیمین :
_ اتفاقی افتاده ؟
*خوشحال* ... عالییی شدد اون زنیکه باید میفهمید نمیتونه با من در بیوفته ممنون داداش
حتما جبران میکنم ..
* پایان مکالمه *
حدس میزدم یه بلایی سر یویی اوردن برای همین از جیمین پرسیدم : چیشد بیبی ؟ اتفاق
خاصی افتاد ؟
جیمین با لبخند : نه .. نه چیز خاصی نبود عزیزم نگران نشو بیا ما هم با دازای و دوس
دخترش بریم چطوره ؟
نمیتونستم مخالفتی کنم و چیزی نگفتم که دستم و کشید و به بیرون برد زیر یه درخت توقف کرد که ازش پرسیدم چرا وایسادی که گفت میخام یه چیزی بهت بگم که خیلی سال پیشا باید بهت میگفتم جنی ...!
_چی؟
بهم امون نداد دستاشو دور کمرم حلقه کرد و لباش و روی لبم گذاشت و بعد چند دقیقه بوسه که باعث تنفرم شده بود جلوی پام زانو زد و درخواست ازدواج کرد
جیمین : با من ازدواج میکنی جنی شی ؟
_ باید هنوزم نقش بازی میکردم برای همین باید ازش خوشم میومد و با لبخند و جلو
اوردن دستم رضایتمو نشون دادم ... انگشتر و داخل دستم کرد و ایستاد و پیشونیمو بوسید و گفت : از این به بعد ملکه این عمارت تویی ...
استرس خاصی به جونم افتاده بود که قابل وصف نبود بعد تموم شدن این ماجرا با یه بهونه ازش جدا شدم بهش گفتم که باید یکم به خودم برسم به ذهنم اومد شاید موقعی
که مامور ها میریزن تو عمارت بهتر باشه من و جیمین خونه نباشیم تا اول همرو دستگیر کنن اونوقت جیمین کاری نداره خام کردنش برای همین ازش خواستم شام و بیرون بریم اونم قبول کرد
شب بود و با یه میکاپ غلیظ و لباس مشکی بلندی که سفیدی بدنم و خوب به نمایش در میاورد به بیرون رفتیم
به یه رستوران دریایی رفتیم و سفارشاتمونو دادیم جیمین خیلی حرف میزد اما با صبوری به حرفاش گوش میدادم قبلش با گوشیم به مرینت خبر داده داده بودم که ضایع بازی در نیاره و حواسش به همه چی باشه
دوساعت بعد از اِما خبر رسید که همه افراد عمارت دستگیر شدن جیمین کم کم داشت به من شک میکرد اما چیزی نگفت بعد از تموم شدن شاممون سوار ماشین شدیم که به
عمارت برگردیم اما جیمین به عمارت نمیرفت راه یه جاده تاریک و در پیش گرفت
_ جیمین .؟ کجا میری؟ ج جواب بده
جیمین : جایی نمیدیم بیبی فقط عمارت نمیریم .... اگر فک کردی من احمقم اشتباه فکر کردی فکردی نفهمیدم هنوزم همون اخلاقای قبلو داری ؟ هع هیچکدوم از حرفات واقعی نبود
حالام تو دگ مال منی کسی حق نداره حتی نگاهتم کنه داریمم میریم یجایی که دست کسی بهت نرسه
_ بعد این حرفش دیگه بیخیال نقش بازی کردن شدم خودم و به در کوبیدم و تلاش برای بیرون رفتن از ماشین اما درماشین و قفل کرد و سرنگی و داخل دستم فرو کرد که
بیحالم کرد و ضعف کردم همه جا برام تاریک شده بود هیچی نمیدیدم و اخر بی هوش شدم
@بقیشو نمد کی بنویسم :|@
کامنت بدیدا دستم شکست :|
:)
سلام :)
میتونیم یکم با هم درمورد ی موضوع صحبت کنیم :)
وقتتو نمیگیره توجه کن :)
یادتونه آنابلو :))
اونایی که فیلمشو دیدن یادشونه :)
قسمت اول ازش چی دیدین ? :)
اونم یادتونه ? :)
اره ترسناکه زیاد نبود :)
قسمت دوم ازش چی دیدین ? :)
بزارین توضیح بدم :)
آنابل تسخیر شده یعنی یک عروسک تسخیر شده هست :) توسط یک دختر ۶ ساله که اگر در قسمت دو دیده باشین به ماشین برخورد کرد :)
یک تعوری هست که خودم کشفش کردم و میگه :)
تنهایی ، میتونه از آدم یک شیطان بسازه :)
آنابل هیچ وقت ترسناک نبود :)
ترسناکش کردن :)
از تنهاییش سو استفاده کردن :)
آنابل ترسناک نبود ، تنها بود :)
الان میگین اینجا وب میراکلسیه چه ربطی داشت :)
خب این موضوع دقیقا به کلویی و لایلا مربوطه :)
لایلا چطوری ی شیطان شد ? :)
کمی برگردین عقب :)
کمی به قسمت های میراکلس که دیدین فکر کنین :)
پدر لایلا قول داد که برگرد پیشه لایلا اما دیگه برنگشت و به لایلا دروغ گفت :)
لایلارو تنها گذاشت :)
لایلا به پدرش وابسته بود خیلی :)
اونو تنها گذاشت رفت :)
گذاشت تنهایی داخل بدنش نفوذ کنه :)
الان لایلا به ی شیطان کامل تبدیل شده :)
مثل آنابل که تنها بود :)
یا کلویی :)
هیچ وقت مادرش وقت نمیکرد باهاش باشه :)
کلویی هم تنها بود :)
کلویی هم به مادرش وابسته بود :)
برای همین خودشیرین شد چون میخواست خودشو به مادرش نشون بده :)
و الان هم به شیطان تبدیل شده :)
هدف اصلی این تعوری من سه تا جمله ی زیره :)
آنابل ترسناک نبود ، تنها بود
لایلا دروغگو نبود ، تنها بود
کلویی خودشیفته نبود ، تنها بود
:)
حتی اگر بدترین زندگی دنیا رو داشته باشین و تنهاترین باشین نزاریناین حس داخل بدنتون نفوذ کنه چون تبدیلبه"شیطان"میشید:)
به جمله زیر هم دقت کنید :)
تنهایی آدم رو به شیطان تبدیل میکنه!
به حرفام امیدوارم دقت کرده باشید و بدونید هرچقدرم زندگی بد باشه نا امید نباشید :)
امیدوارم مطلب و تعوری مفیدی بوده باشه :)
پس طرز فکرمونو درمورد آنابل ، لایلا و کلویی تغییر بدیم :))
به شخصه خیلی آنابلو دوس دارم و درک میکنم :)
تا تعوری دیگه
بای :)))
شعله انتقام

اینم پارت جدید
پارت اول است
اومید وارم که خوشتون بیاد
و لطفا داستانو جدی نگیرید این یه داستانه
![]()
حالا ادامه تا دیر نشده
و کامنت هچی
حال ندارم بنویسم اون بکوبو میزارم برید بخونید
گناه من عشق بود پارت 4
_igvq.jpeg)
اینم پارت اخر
ا دامه مطلب
گناه من عشق بود پارت 3
_mojy.jpeg)
اینم پارت بعدی
ادامه مطلب
یکوتم ادامه
پرنسس و گربه خیابونی p1
(نحوای مغز
= خوشگلا من یسری مطالبو همین اول بگم
اول اینکه داستان هفته نامه اس و هفته ای یه پارت می باشد 



و اینکه اگر تعداد کامنت ها کمتر از ۵ تا باشه حتی اگر یه هفته گذشته باشه پارت گذاشته نمیشه




من
= پوسترو هم تغییر دادم چون قبلی خیلی بی ربط بود ولی شخصیت ها با همون مشخصات هستن

Try not to abuse your power
سعی کن از قدرتی که داری سواستفاده نکنی
I know we didn’t choose to change
میدونم که ما انتخاب نکردیم که تغییر کنیم
You might not wanna lose your power
ممکنه نخوای قدرتو از دست بدی
But having it’s so strange
اما داشتن (قدرت) خیلی عجیبه
She said you were a hero
اون گفت تو یه قهرمانی
You played the part
تو نقش بازی کردی
But you ruined her in a year
اما تو یه سال نابودش کردی
Don’t act like it was hard
طوری رفتار نکن که انگار سخت بود
And you swear you didn’t know (Didn’t know)
و قسم میخوری که نمیدونستی
No wonder why you didn’t ask
تعجبی نداره که چرا نپرسیدی
She was sleeping in your clothes (In your clothes)
اون تو لباسای تو خوابیده بود (تو لباسای تو)
But now she’s got to get to class
اما حالا باید بره کلاس
How dare you?
چطوری جرات کردی؟
And how could you?
چطور تونستی؟
Will you only feel bad when they find out?
آیا فقط وقتی حس بدی بهت دست میده که بقیه جریانو بفهمن؟
If you could take it all back
اگه میتونستی همشو پس بگیری
Would you?
اینکارو میکردی؟
Try not to abuse your power
سعی کن از قدرتی که داری سواستفاده نکنی
I know we didn’t choose to change
میدونم که ما انتخاب نکردیم که تغییر کنیم
You might not wanna lose your power
ممکنه نخوای قدرتو از دست بدی
But having it’s so strange
اما داشتن (قدرت) خیلی عجیبه
I thought that I was special
فکر میکردم که خاصم
You made me feel
تو این حسو به من دادی
Like it was my fault, you were the devil
انگار تقصیر من بود ، تو شیطان بودی
Lost your appeal
جذبه خودتو از دست دادی
Does it keep you in control?
کنترل تو رو بدست میگیره
For you to keep her in a cage?
که توی قفس نگهش داری؟
And you swear you didn’t know (Didn’t know)
و قسم میخوری که نمیدونستی
You said you thought she was your age
گفتی فکر کردی اون دختر هم سن تو هست
How dare you?
چطوری جرات کردی؟
And how could you?
چطور تونستی؟
Will you only feel bad when they find out?
آیا فقط وقتی حس بدی بهت دست میده که بقیه جریانو بفهمن؟
That they kill your contract?
اونا قرارداد تو رو فسخ میکنن؟
Would you?
اینکارو انجام میدن؟
Try not to abuse your power
سعی کن از قدرتی که داری سواستفاده نکنی
I know we didn’t choose to change
میدونم که ما انتخاب نکردیم که تغییر کنیم
You might not wanna lose your power
ممکنه نخوای قدرتو از دست بدی
But power isn’t pain
اما قدرت درد نیست
روی آهنگه کراش زدم
ولی کراش اصلیم کته
زویی

زویی در قسمت های اینده
زوی اومد براتون میزارم
و راستی زوی و کلویی خواهرن
چون کلویی در پاریس به دنیا اومده و زویی نمی دونم کجا به دینیا اومده ![]()
خوب من برم ببینم قسمته زویی اگر اومده بیارمش ببینید
خدا نگهدار
بزغاله ها (باجنبه باشید نویسندگان و خوانندگان عزیزم😊❤)
بزغالههالطفا فرم زیر رو پرکنید
۱_اسم
۲_سن
۳_تاریخ تولد
۴_لقب
۵_چیزای مورد علاقه
۶_چیزایی که متنفرید
۷_چجوری با میراکلس آشنا شدید
لطفا تو نظرات بگید وگرنه قبول نمیشه
اینم نمونه
| اسم | ستایش |
|---|---|
| سن | ۱۰ |
| تاریخ تولد | ۱۳۸۹/۸/۶ |
| لقب | ستی_سم ستی |
| علاقه | شکلات،بستنی،آزار دادن بنده یعنی نویسنده |
| تنفر | فقط و فقط درس و مدرسه |
| چجوری با میراکلس آشنا شده | بنده یعنی نویسنده بهش معرفی کردم![]() |
دقیقا مثل همین تو نظرات بگید
خوب مال خودمم میزارم تا عقده نداشته باشم(وجی:خاک تو سر عقده اییت /وی:اِ وجی اومدی چه خبرا خوبی خوشی سلامتی؟/وجی:اره اومدم هیچی بدبختی اره من عالیم تو خوبی؟خوشی؟چه خبرا؟/وی:خداروشکر هیچی ماهم بدبختی ۲۹ اردیبهشت که امتحاناتم تمومه🤲ماهم خوبیم خوشیم /وجی:خداروشکر خوب دیگه برو مال خودت و بنویس/وی:باش بای/وجی:بای)
خب ببخشید وجی از مسافرت تازه اومده
خب مال خودم
| اسم | مائده |
| سن | 12 |
| تاریخ تولد | 1388/3/28 |
| لقب | ماری،بیاحساس،بیرحم،سنگدل،مایعظرفشویی😐🔪 |
| علاقه | میراکلس،شکلات،مدرسه،درس،بازیگری،دوستانم |
| تنفرات | درس،مدرسه-_-افراد دروغگو،خبرچین،بخیل،خانوادم |
| چجوری بامیراکلس آشنا شدم | وقتی۵ سالم بود و مامان و بابام طلاق گرفتن بابام دوتا سی دی آورد که یکیش میراکلس بود ولی هیچ وقت کامل اون قسمت رو ندید تاحالا کلاس پنجمم که میشه پارسال یعنی ۱۱سالگیم که رفتم مدرسه و دو نفر مراکولری بودن و منم از زبون اونا شنیدم و خلاصه شب تا صبح تو کلیپ نزدیک خونمون پلاس بودم و تونستم ادامه اون قسمت رو ببینم درست یادمه قسمت هوای طوفانی بود هعیییییییی یادش گذرا |
بازم میگم
لطفاً تو نظرات بگید وگرنه قبول نمیشه
خب برای نفر اول
| اسم | آدرینا |
|---|---|
| سن | ۱۲ |
| تاریخ تولد | ۱۳۸۷/۴/۸ |
| لقب | آدری،آدی،توله آدرینت😐(دور از جونش) |
| علایق | میراکلس،شکلات،بستنی |
| تنفرات | مدرسه،درس |
| چجوری با میراکلس آشنا شد | دقیقا ۱۰ ماه پیش دختر عمم بهم معرفی کرد |
| اسم | نیکا |
| سن | 11 |
| تاریخ تولد | 1389/4/9 |
| لقب | نیک |
| علایق | دوستام/فضای مجازی/بیلی آیلیش/میراکلس |
| تنفرات | آدمای لوس و فضول/یکی یه چیزی رو هی تکرار کنه |
| چجوری با میراکلس آشنا شد | یه بازی داشتم از میراکلس ولی نمیدونستم انیمیشنه عاشقش بودم که یه بار تو جمجونیور دیدمش و فهمیدم یه انیمیشنه پیگیرش شدم که دیگه میراکولرم😐✨ |
| اسم | باران |
| سن | 11 |
| تاریخ تولد | نگفته_________ |
| لقب | جام جم،گریان |
| علایق | میراکلس،استار،هری پاتر،اینترنت گردی،خریددددددددد(موافقم) |
| تنفرات | امتحانات پایانی،دروغ،اذیت کردنم(خداروشکر یکی هم حال منو داره😐✨) |
| چجوری با میراکلس آشنا شد | داشتم اینترنت گردی میکردم قشنگ اول قرنطینه بعد یه خانم کفشدوزکی دیدم فهمیدم کارتون خونم کم شده پس سریع به مامانم گفتم برام میراکلس بریزه (به قول نجوای مغزش:که بعد از اون اتفاق مادر عزیزم دلمون باران احساس پشیمانی زیادی میکرد(دقیقا مثل مامانم من که الان یک ماه و نیم باید گوشیم بره تهران و تا الان که حتی یک سال نشده گوشی دستمه مامانم ۱۰ بار حافظهاش رو خالی کرده و گوشی الان دسته اونه😐🔪)باران عزیزم :چونکه تمام زندگیم شده بود میراکلس) |
گناه من عشق بود پارت 2
ببخشید اون گناه من عشق بود پارت 2 سرکارتون گذاشتم
اینم پارت واقعی
ادامه مطلب
![]()
مرخصی🌰
سلام بچه ها.فندقم،حالا نمد چی منو میشناسین
سمانه،مانلی،نوکاشی!من بدلیل امتحانات رهرماریم تا ۱۴ خرداد محو میشم.اما بعدش با پارت های طولانی و.....میام.ببخشید.
داستان جدید پرنسس و گربه خیابونی
سلام به همه
من می خواهم یه داستان جدید به نام
( پرنسس و گربه خیابونی )
بزارم
اگر میشه موضوع شو یا همون برچسبشو بزارید
ندای مغز
= برای دیدن پوستر پایینو رو ببینید من
= بله به پایین مراجعه کنید

ندای مغز
= تا آخر داستان همینه ؟ من
= نه ممکنه تغییر کنه
شروع داستان اینطوریه
مرینت = سلام گربه کوچولو گربه = میو میو مرینت= من ازت مراقبت می کنم بیا بریم .......= مرینت تو یک پرنسسی نمی تونی از یک گربه خیابونی نگهداری کنی مرینت= من هر کاری بخواهم می کنم ..................
داستان مدل مریکتیه (ندای مغز
= خودتم عاشق مریکتی من
= بلی )
حالا معرفی شخصیت های اصلی =

عکس مرینت بالاییه دقیقا همون شبی که گربه را پیدا می کنه
یه پرنسس 22 ساله که قدرت آب و کفشدوزک را دارد ولی در ابتدا آبه
به حرف پدر مادرش گوش میده خوش اخلاقه و عاشق گربه هاست

بالایی آدرینه
در حال حاضر 23 سالشه و 6 ساله که هیچ خبری ازش نیست
خوش اخلاقه ولی به حرف پدر و مادرش گوش نمیده و عاشق درسه و تا حالا به زبان آلمانی و انگیلیسی و فرانسوی مصلته
قدرت آتش را داره و قدرت دیگریش مشخص نشده

بالایی جناب لوکاست
21 سالشه یه پرنس ه و قدرت خاک و مارو داره
خوش اخلاقه روی کسی که دوست داره غیرت داره وبه حرف پدر و مادرش خیلی کم گوش میده و بیشتر خودسره
عاشق مرینته و به راحتی اونو ول نمیکنه
نمی دونم چند پارت بشه
آهنگشو مشخص کردم ولی فعلا نمی زارم سوپرایز بشید
خدانگهدار
لطفا زودتر برچسبشو بزارید

شانسی
خب خب
امتحان کرده و سپس به ادامه مطلب بروید و جواب شانسی را بگید
🍑
🍉
🍓
🍌
🍍
🍇
🍒
میوه ها 👆🏼👆🏼👆🏼👆👆👆
🍟
🍔
🍗
🍖
🌯
🌮
🍕
غذاها 👆👆👆
😎
😍
😇
😶
😑
😴
🤐
صورت ها
(نجوای مغز
= برید و شانستونو امتحان کنید )
بیوگرافی باران جمشیدی (دوباره کامل تر)

اسمم(ندای مغز
= باران جمشیدی دیگه
من
= خوبه مشهور شدم
)
رنگ مورد علاقه ام صورتیه ![]()
عاشق کارتون استار و میراکلس هستم![]()
13 سالمه (ندای مغز
= 12
من
= پررو نشو
)

بین شرور ها فقط و فقط کت بلنس و لیدی وای فای رو دوست دارم
نظر کاربران برام خیلی مهمه
و عاشق شیپ
مریکت
هستم و روش غیرت دارم بدجور
تقریبا باهاتون خوش اخلاق رفتار می کنم ولی اگه فحش بدید منم کم نمیزارم ![]()
![]()
امیدوارم نویسنده خوبی براتون باشم

سوال
سلام ![]()
سوالاتی دارم بی جواب (ندای مغز = منم درگیر سوالاتشم
من = بالاخره پس از سالها یه چیز بد دربارم نگفتی
)
ندای مغز ![]()
برای شنیدن و دیدن سوالات بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ![]()
تیزر قسمت جدید🌱💕🍶
13 روز و 17 ساعت دیگه ساعت 3:00 صبح یه قسمت جدید پخش میشه به نام سولی کراشر🐹🍓✨
این قسمت در اصل قسمت ششمه♡"🌱💕🍶


های ^-^