مرینت:خواستم کاگامی رو هل بدم تا بتونم برم اما جا خالی داد و افتادم وقتی بلند شدم جلوم بود و نمیزاشت برم و میگفت اینجا چه خبره؟ این یکی جدید بود توهمی که محو نمیشد! دو باره هلش دادم تا محو بشه اما نشد ! افتادم رو زمین نمی دونستم باید چی کار کنم .

ادرین:دیدم مرینت به درد سر افتاده پس بیخیال تبدیل شدن شدم و اول رفتم مرینت رو از دست اون توهم نجات بدم امدم کاگامی خیالی رو هل بدم که جا خالی داد و افتادم رو مرینت! از رو هم که بلند شدیم کاگامی با قیافه اصبانی جلو مون بود و به من گفت: ادرین توهم!

نمی دو نستم داره راجب چی حرف میزنه که مرینت یهو گفت بدو!!!

هر دو تامون از جا بلند شدیم تا بدویم و فرار کنیم که کاگامی پاهامون رو گرفت و دوباره افتادیم!!!

مرینت: این بار دومم بود که می افتادم اون چه توهمی بود که از بین نمی رفت و حتی میتونست ما رو هم زمین بزنه!!!!!!

کلافه شده بودم و حوصله سرو کله زدن بایه توهم رو نداشتم!

اما شاید اصلا توهم نبود شاید واقعی بود بلند شدیم و ازش پرسیدم چرا داره اینکارارو میکنه؟؟؟

از زبان کاگامی:تازه میپرسه چرا دارم اینکارا رو میکنم! منو انداخته دنبال شمشیرم تا خودش ادرینو صاحب شه اونوقت میپرسه چرا دارم اینکارا رو میکنم!!!

بهش اینو گفتم و گفتم من رفتم و برگشتم شهر به دیوانه خونه تبدیل شده!

مرینت:نمی دونستم داره راجب چی حرف می زنه تا اینکه منو ادرینو برد دم در مدرسه تا با چشم خودم دیدم چه خبره!!!

تیکی راست میگفت که هاک ماث چند وقت اکو ما پر نداده نگو که داشته نقشه می کشیده!!!

کاگامی گفت که اگه میترسید الان اونم اکو مایی شده بود!

راست میگفت اخه تمام شهرپر شده بود از اکوماهای قرمز!!!

کاگامیگفت امده اینجا که از بچه هایی که اکومایی نشدن کمک بگیره تا یه کاری بکنیم.

و تنها بچه هایی که تو مدرسه اکو مایی نشده بودن من و ادرین بودیم!

ازش پرسیدم که لیدی باگ و کت نوار درستش میکنن ! اما اون گفت لیدی باگ و کت نوار خودشونم اکو مایی شدن!!!

وقتی اینو گفت ادرین یهو داد زد لیدی باگ هم؟!

نمی دونستم به اون چه ربطی داشت که لیدی باگ چی کارش شده اما هر چی که بود باید زود تر وارد عمل میشدم خواستم ازشون جدا شم که.....

 

 

سلام دوستان اگر خواستین راجب پارت های داستان نظر بدین اینجا کلیک کنیدوبیاین گفتینو رو کلیک کلیک کنید.