عشق نقاب دار خونین بعد مدتها
توۻیحی ندارم بخونید![]()
4 سال از اون ماجرای دردناک میگذره!
من فهمیده بودم یه خوناشاممـ یعنی حالت دو چهره دارم که یکی از کمیاب ترین قدرت ها توے دنیاست
انسانے_خوناشامے
و الان هم پیش عمه کاریلوسم زندگی میکنم
.
.
.
عمه کاریلوس💕
مرینت .. هی مرینت مرینتتتتت (داد )
_هههه بله عمه؟
+تو فکری ؟!
_نه چیزی نیست یدفعه یاد مامان و بابام افتادم (دروغ میگه😐)!
+ عزیزم میدونم خیلی دردناکه اما باید باهاش کنار بیای !
_میدونم !
*بلند شدن مرینت و از خانه خارج شدن*
_ اون ادرین ادعای عاشقی میکرد ؟ اره چرا چرا بهش دلبسته شدم که حالا حالو و روزم این باشه؟ *گریه کردن *
اره میدونم چیکار کنم هم با اون اریانا هم با ادرین !
انتقاممو ازشون میگیرم
اون حق نداشت ترکم کنه نه حق نداشت ترکم کنه زمانی که بهش وابسته شدم !
اقای ادرین اگرست حالا بشین و تماشا کن چه بلایی سرت میارم.......
های ^-^