عشق نقاب دار خونین پارت جدید
#عشق_نقاب_دار_خونین
مرینت: بعد چند ساعت پیاده روے به خونه برگشتم قراره بعداز ناهار با یه تیپ ویژه برم
دفتر ادرین اگرست ...... *لبخند شیطانی *
میخام حسابی عاشقم شه ..
تا دریا میبرمش اما تشنه برمیگرده ها هاها ها ....
بله من مرینت دوپنچنگم اون مرینت گذشته نیستم ..... دست و پا جلفتی و دست و پا گم کن!
قراره حسابی گول بخوری ادرین ..
جلو در خونه ایستاده بودم که با باز شدن در به خودم اومدم...
خاله: مرریننتت چرا نمیای تو؟
_ عه سلام خاله هیچی ببخشید الان میام 😆
وارد خونه شدم و لباسامو عوض کردم و یه دل سیر غذا خوردم بعدشم لباسامو در اوردمو
خودمو انداختم تو حموم ... بعد اینکه از حموم در اومدم شروع کردم انتخاب لباس :
تاپ قرمزم که با بدنم تضاد جالبی داشت و حسابی تحریک کننده بود رو پوشیدم و دامن
مشکیم و یه ارایش ملایم کردم رفتم پایین از اتاقم از خاله خداحافظی کردم و از خونه
خارج شدم تا دفتر ادرین یه ساعتے راه بود داشت کم کم خوابم میبرد کہ با صدا راننده به
خودم اومدم ......
خانم دوپنچنگ رسیدیم ...!
_ممنونم (کرایه ماشین و دادم و پیاده شدم*)
یه هلدینگ بزرگ !
*ببخشید دفتر اقای اگرست کجاست؟
- طبقه دوم اتاق پنجم
*ممنونم
( راه افتادم سمت اسانسور و طبقه دوم رو زدم ..... یک ....دو......سه.....چهار........و......پنج !
اها اینجاست خب مرینت تو میتونی ...اره تو میتونی !
در زدن*
صدایی ناشناس : بفرمایید
_درباز شد و مرینت وارد اتاق شد ...
ادرین: م مرینت ؟ تو اینجا؟ من من فک کردم که...
های ^-^