بازگشت پس از صد سال🌸😐/پارت 5 دنیای خونین
نمیزارم خونی توی شهر من ریخته بشه.
ادرین خنده وحشیانه ای زد و با نگاه ترسناکی جلو اومد
منم همینجوری عرق میریختم
تا اینکه خیلی بهم نزدیک شد
دستشو کرد توی جیب توی کتش
و یه چاقو خیلی خیلی بزرگ(میتونم بگم بزرگترین چاقویه دنیا)
و خیلی خیلی تیز(تیز ترین چاقوی دنیا)
از توی جیبش در اورد.
قلبم داشت میومد تو دهنم
صورتم از عرق خیس خیس شده بود
انگار مجسمه شده بودم نمیتونستم از جام تکون بخورم
چاقو رو نزدیک سینه من گرفت
و اروم اروم جلو اورد
از ترس چشمام رو بستم همش احساس میکردم که دارم تیزی چاقو رو توی سینم حس میکنم
سعی کردم تکون بخورم تا نتونه چاقو رو توی سینم فرو کنه
که یکی از پشت شونه هامو گرفت و منو صاف نگه داشت و دوتا دندون تیز توی بدنم فرو رفت.داشت خونم رو.میخورد
هنوز بیهوش نشده بودم ولی چشمام دیگه داشت تار میدید
که ادرین از فرصت استفاده کرد و با چاقوی تیزش که بو سمت من نشونه گرفته بود مثل جت دویید.(یکم ازش فاصله گرفته بود)
چاقو نشونه کرفته شده بود قشنگ به سینم
چشمام تار میدید که یهو تیزی چاقو با تمام توان فرو رفت به سینه ام
چشمام بسته بسته شد و از دست اون کسی که شونه هامو گرفته بود سر خوردم و پخش شدم روی زمین
از سینه ام خون فوران زد....................
#کرم ریزی
کرم ریزی بیشتر..
اقا تو دیگه چی از جون من میخوای
یکم پایین تر
رسیدیـ↓
خب تموم شد دیگههههه😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂#کرم ریزی بیش از حد
اینهمه واسه خوندن این جمله اومدی پایین😂
ب خدا خبری نیس:////
باباااا ددددد میگم خبری نیسسسسسس
نمیفهمییی میگممممم خبری نیستتتتت
انقد دنبال ادامه نیا پایین همش کرم ریزیه
ادامه برا پارت بعدهههه باییییی
های ^-^