خفاش سیاه ... 🔪 7 🔪
خفاش سیاه .... 🔪 7 🔪
تو راه فقط گریه میکردم ... اشک هام روی صورت آدرین رو خیس کرده بود .... گلوش خونی خونی شده بود ... خیلی زج میکشید ...
رسیدم به عمارت ولی دیدم ... 😱😱😱😱😱😱😱😱😨😨😨😨😨😨😨
یه خون آشام اونجا وایساده ... اونا قصر آدرین رو پیدا کردن .... 😨
وای دیگه این جا برای ما امن نیست ...
پشت درختی قایم شدم آدرین رو گذاشتم اونجا و شمشیرش رو برداشتم تا برم اون خون آشام رو بکشم ...
اروم آروم پیشش رفتم و گفتم
مری = هی تو ... 😯😨
خون آشام= به به ملکه زیبایی ها 😈😈😈
راستش اومدم خون یه نفر که بریزم .... تو هم دوس داری ؟
مرینت = آب دهنم رو قورت دادم ... خیلی عصبانی بودم
با جیغ رفتم جلو و شمشیر رو تو بدنش فرو بردم و خون مثل رود ریخته شد .... خوشحال شدم .. رفتم آدرین رو بغلم کردم و بردم توی قصر
گذاشتمش روی تختش و با دستمال خنگ گلوی خونی شو پاکیدم ...
جای دو تا نیشش رو گردن آدرین بود ... بهش چسب زخم زدم و نمیدانم
* برای اولین بار پیشونیش رو بوسیدم *
خودم تعجب کردم ... کسی که ازش خیلی خوشم نمیومد رو بوسیدم ....
سرم رو روی تخت گذاشتم و هق هق گریه کردم ....
در حال گریه کردن بودم که صدای ادرین رو شنیدم ...
ادرین = م ... مرینت ...
مرینت = ادریننننن .. وای آدرین بیدار شدییییی ... ( و مرینت مثل رود اشک ریخت )
از زبان آدرین ...
گردنم کمی درد میکرد ...
مرینت رو دیدم که داره گریه میکنه ....
شوکه شدم و گفتم ...
م ... مرینت چرا ... گریه میکنی ...
مرینت= ادرین ... نمیدونی چقدر خوشحالم ... ( من = واقعا ؟!😮 )
آدرین = لبخند رو لبم نشست ... مرینت گریه نکن عزیزم ...
دست مرینت رو گرفتم و پیش خودم درازش کردم
قیافه مرینت = 😶😵
آدرین = به سمت خودم چرخوندمش و گفتم مرینت ؟؟
مرینت = 😶😵
آدرین = مرینتتت
مرینت = 😶😵
آدرین = مرررررررییییییینتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
مرینت = وای ب ... بله آدرین ... 😶
آدرین = چرا این شکلی شدی ؟😟. صورتت سرخ شده ؟!😟
مرینت = ام.... از خجالت هست دیگهههه😵😵😵
آدرین = آهان الان فهمیدم ... چون پیشم دراز کشیدی ؟
مرینت = 😵😶
آدرین = لب مرینت رو بوسیدم و بغلش کردم . گفتم دوست دارم
مرینت = یا جد ساداااااااااااات 😵😵😵😵
پا شو دیگه لوس نشوو
از پیش آدرین پاشدم و گفتم باید استراحت کنی خیلی خیلی زیاد
آدرین = آه ... باشه
مرینت = پیش آدرین نشستم و گفتم ...
آدرین ما نتوانستیم جلوی یه خون آشام مقاومت کنیم !!!!!
تو چطور قصد داری با علیه خون آشام ها بجنگیم
اونوقت خون هممون میریزه ... حتی نمی تونیم یه نفر رو بکشیم
این به نظرت کار احمقانه ای نیس؟!؟!؟!؟!
آدرین = من یه نقشه دارم مرینت
مرینت = چه نقشه ایییی. آدرین = ما میریم و تعداد خیلی زیادی افراد رو جمع میکنیم و ازشون کمک میخواییم
بعد یه تیم تشکیل میدیم و اون ها رو میکشیم
مرینت = فکرت گل کرده ها ^^ فکر خوبیه 💫💫💫😈
های ^-^