kissing doll part4 season2 the end
از زبون مرینت...🍸🖇
شب بود روی صندلی چوبی توی پارک نشسته بودم قطعا نمیتونستم برم خونه چون زیاد استقبال ازم نمیشد:|💔🗡
انقدر سردم بود که از شدت سرما پاهام سِر شده بود و نمی تونستم حرکت کنم یکی کنارم نشست و گفت:<چجوری تونستین اون هیولا رو بکشین؟!>روم رو طرفش بردم و آدرین رو دیدم که دیگه کت نوار نبود من:<کت نوار ...>حرفم با حرفش نیمه تموم موند...کت نوار:<من دیگه آدرینم پس آدرین صدام کن>من:<باشه من نکشتم رزالیند خواهرت کشت> آدرین:<چی؟!رزالیند...اون رو خیلی وقته ندیدم چه ربطی به این قضیه شوم داره؟!>من:<اون قربانی اوکتاویوسه پسر مجستینا>آدرین:<چی!وای نه نمیتونم اجازه بدم!..باید از جیسی کمک بخوام>
از زبان رزالیند...🕊✨
می خواستم برم پیش اوکتاویوس خنجرم رو ور داشته بودم...باید از شرش خلاص میشدم دیگه تحمل نداشتم آرتمیس:<بانو اگه اوکتاویوس نمیره چی کار می خوایم کنیم!؟اون مارو...>من:< میدونم مارو میکشه باید امید وار بشیم این خنجر مادرش رو کشت حتما خودشم میکشه>از اتاق رفتم و به سمت اتاق کار اوکتاویوس رفتم...در اتاقش رو باز کردم نشسته بود روی صندلی و صندلی به پشت من بود رفتم جلو اوکتاویوس:<چی میخوای!؟>من:<حالت خوبه؟>اوکتاویوس:<برای تو مهمه؟!>من:<قطعا> اوکتاویوس:<باور نمیکنم🙂>
من:<ببین اوکتاویوس تو مادرتو از دست دادی منم مادرم رو از دست دادم و درکت میکنم پس لطفا باور کن>اوکتاویدس:<برو طرف شومینه>رفتم طرف شومینه و اوکتاویوس اومد سمتم من و پرست کرد طرف اتیش و صدای جیغم بلند شد (ننداخته فقط بردتش طرف اتیش)اوکتاویوس:<چطوری بکشمت!؟طوری که مادرم کشتی یا بندازمت تو اتیش یا خفت کنم!؟>صدای آرتمیس اومد که با چاقو به اوکتاویوس ضربه زد اوکتاویوس:<تو فکر کردی میتونی منو با این ضربه بکشی عوضی!؟>...:<ولی من میکشمت عوضی> یه دختر با لباس خدمتکاری اومد و با یه شمشید قلب اوکتاویوس رو پاره کرد..>دختره:<اسم من کراست و برادرت منو فرستاد تا نجاتت بدم من:<آد..رین!؟>کرا:<اوهوم...شما برین من تا اخرین لحظه که جون میده منتظر میمونم تا بمیره>دست ارتمیس رو گرفتم و رفتیم بیرون مرینت و ادرین رو دیدم رفتم طرف شون و آدرین رو بغل کردم بالاخره میتونستیم یه نفس راحت بکشیم و دیگه زندگی شیطانی نداشتیم...🖤🍸✨
های ^-^