قهرمان یا دست و پا چلفتی!پارت هشتم
مرینت: هر سه مون که بلند شدیم یه صدای خنده بلند اومد.تازه فهمیدم اون سرعت زیاد و خنده های دیوانه کننده ادرین برا چی بود!!!نگو که یکی از اون ادمای اکومایی شده که نمیشناختمش مارو با اسباب بازی هاش اشتباه گرفته بود. و داشت با ما بازی میکرد و خوش میگذروند.عجیب بود که اونو نمیشناختم!!!
برگشتم تا به بقیه بگم که اونو میشناسن یا نه؟!
از قیامه کاگامی که معلوم بود که اونو نمیشناسه اما ادرین جواب نمی داد اخه از وقتی که کاگامی گفته بود
لیدی باگ و کت نوار اکو مایی شدن به هم ریخته بود و همش تو خودش بود .
باید اونا رو به یه جای امن می بردم پس هرسه مون اول رفتیم تو رخت کن تا اون ادم اکومایی شده ما رو نبینه.
همونجا یکم موندیم تا خسته گیمون در بره بعد بلند شدم و به هر دو شون گفتم که بهتره هر کس بره یه جایی قایم بشه!
اما مثل همیشه کاگامی منفی بازی در اورد و گفت چون ما اون شخص اکومایی شده بیرون رو نمیشناختیم برا این بود که اون احتمالا جدید و از مردم عادی شهر که نتونسته جلو ترسشو بگیره و اکومایی شده و الان این جاست .
راستشو بخواین یکم تر سیده بودم چون ممکن بود کت هم اکو مایی شده باشه چون دفعه قبل که از این جور اتفاق ها افتاده بود من و کت با کمک مردم اونارو شکست دادیم و پارسال هم که کسی نبود کمکم کنه من وکت هاک ماث رو شکست دادیم اما الان من .. من هیچ کس رو نداشتم هیچکسو حتی جعبه معجزه گر هارو!!!
حتی نمی تونستم برم دنبالش میدونستم جاش امن و کسی نمی تونه پیداش کنه اما نمی تونستم برم بیارمش چون هویتم زایه میشد.همینطور شد که نشستم سر جام و دیگه هیچی نگفتم![]()
ادرین:نمی دونستم لیدی باگ کجاست و داره چیکار میکنه منم تنها نمی تونستم برم و شهر رو نجات بدم چون بدون اون من نیروی زیادی نداشتم همچنین که جعبه معجزه گر ها هم دست اون بود .
تقربا داشتم نا امید میشدم .![]()
تا اینکهکاگامی جلو امد و گفت هر چقدر هم که ضعیف باشیم ما هم رو داریم و اون به داشتن همچین دوست هایی افتخار می کنه.وگفت که ما نباید نا امید بشیم باید بلند بشیم و بایستیم.
راستش کم کم داشتم مغزمو به کار می انداختم اما مرینت همونجوری داست ما رو نگا می کرد که چجوری الکی خوشیم.بهش گفتم فرقی نمی کنه که کی هستیم مهم اینه که ما الان همو داریم و از اونجایی که ما هم رو داریم باید بگردیم دنبال لیدی باگ و چند تا معجزه گر ازش بگیریم .
مرینت:داشت کم کم یه نقشه به مغزم می خطورید و وقتی فهمیدم باید چی کار کنم به بقیه هم گفتم
من برای عملی کردن این نقشه به کت وار هم نیاز داشتم و این مسله رو بابقیه هم در میون گذاشتم و گفتم ما باید یه جوری معجزه گرو کت نوار رو از اکو مایش بگیریم و بدیم به ادرین!
اما تا اینو گفتم رنگ از رخسار ادرین پرید و در جا زد و گفت که ما نمی تونیم چون شاید اصلا کت نوار اکو مایی نشده باشه!!!اما برگشتم و گفتم نه حتما شده چون اون همیشه اکومایی میشه چون اون همیشه سر به هواست و کار لیدی باگو سخت میکنه!!!![]()
راستش یکم بهم برخورد که اینو راجب من گفت و سعی کردم قانعش کنم که کت نوار همیشه مثل اسباب بازی تو دستای لیدی باگ و همیشه بخاطر اون اکو مایی میشه!!!
مرینت :نمی دونم چی شد که با هم به بحث کردیم من یه چیز می گفتم و اون یه چیز هی من هی اون هی من هی اون تا اینکه یهو در به صدا در امد و یکی امد تو رخت کن........
سلام دوستان من مشاور دوم وب هم هستم اگه مشکل یا سوالی داشین در خدمتم کلیک کنید![]()
های ^-^