3.....our world miraculous p
راننده با تعجب به هممون نگاه میکرد
که یه دفعه:کاترین گفت
آقا جلوتون رو نگاه کنید نه این پشتو یه دفعه میزنی ناکارمون میکنی آخرااا-_-(من:راست میگه بنده خدا)
بدبخت به زور جلو خندشو گرفته بود:///
کرول:هوی چرا میخندی
هیا: پَ گریه کنه😂😂
کرول: نمیفهمم تو نمک نریزی چی میشی
هیا: عزیزم بی مزه میشه میفهمی بی مزه=_=
یویی:خیلییی مسخره ای
کاتی:بچه ها رسیدیم^^
کرول:بعله رسیدیم ولی بی آبرو
یویی:فکر کنم دیگه آبرویی واسم نمونده از دستتون'-_-'
هیا:میخریم عزیز میخریم هرچی نداشته باشیمو میخریم دیگه
یویی:الحق که خیییلی بی مزه ای
هیا:عزیزم بایدم بی مزه باشم من آدمم نه خوراکی که مزه داشته باشه-_-
کرول:کم کم داره بهم ثابت میشه زبونت اصلا کم نمیاره-_-
کاترین : میگم بچه ها راننده همش غش غش میخندید
تا رسیدیم خونه مرینت روده بر شد خوب شد حالا زود رسیدیم بنده خدا دستشوییش نگرفت😂😂
هیا:منحرففففف-_-
یویی:یه سوال کاملا منطقی چرا زنگ در رو نمیزنید در رو واسمون باز کنن'-'
کاتی: راست میگه چرا؟؟؟
هیا:چون که چه چسبیده به را
کرول: رو کمترا رو کمترا
صدای زنگ در زییییینگ زییییینگ زیییینگگگ زییینننگ
مرینت:سلام خوش اومدید^_^
های ^-^