راننده با تعجب به هممون نگاه میکرد
که یه دفعه:کاترین گفت 
آقا جلوتون رو نگاه کنید نه این پشتو یه دفعه میزنی ناکارمون میکنی آخرااا-_-(من:راست میگه بنده خدا)
بدبخت به زور جلو خندشو گرفته بود:///
کرول:هوی چرا میخندی

هیا: پَ گریه کنه😂😂

کرول: نمیفهمم تو نمک نریزی چی میشی

هیا: عزیزم بی مزه میشه میفهمی بی مزه=_=

یویی:خیلییی مسخره ای


کاتی:بچه ها رسیدیم^^

کرول:بعله رسیدیم ولی بی آبرو

یویی:فکر کنم دیگه آبرویی واسم نمونده از دستتون'-_-'

هیا:میخریم عزیز میخریم هرچی نداشته باشیمو میخریم دیگه


یویی:الحق که خیییلی بی مزه ای

هیا:عزیزم بایدم بی مزه باشم من آدمم نه خوراکی که مزه داشته باشه-_-

کرول:کم کم داره بهم ثابت میشه  زبونت اصلا کم نمیاره-_- 

 کاترین : میگم بچه ها راننده همش غش غش میخندید
تا رسیدیم خونه مرینت روده بر شد خوب شد حالا زود رسیدیم بنده خدا دستشوییش نگرفت😂😂

هیا:منحرففففف-_-

یویی:یه سوال کاملا منطقی چرا زنگ در رو نمیزنید در رو واسمون باز کنن'-'


کاتی: راست میگه چرا؟؟؟

هیا:چون که چه چسبیده به را


کرول: رو کمترا رو کمترا


صدای زنگ در زییییینگ زییییینگ زیییینگگگ زییینننگ


مرینت:سلام خوش اومدید^_^