LOVE TO HATE ME ..EP 3
(پایان فلش بک )
_تو همون لحضه دختری نزدیکمون میشه .. البته نزدیک من نه جیمین😏
با پرویی تموم و نگاه کردن به من :
کارت تموم نشد بیبی؟ (با ناز و ادا تصور کنید😐)
جیمین زل زده به من جواب میده : چرا عشقم الان کارم تموم میشه ... بعدش که اینو گفت دختره با بوسه ای که رو لباش
زد گفت باشه و اینجا رو ترک کرد 😑
_اونجا بود که نیشخندی رو لبام اومد ... ازش نمیترسیدم حتی بخواد شکنجم بده یجوری از دستش فرار میکنم
بازم شروع کرد به حرف زدن ... دوس دخترم یویی بود الان اون تموم زندگیمه از وقتی تو ترکم کردی باهم اشنا شدیم ...
اما فرقی که اون با تو داره اینه ظاهرش مثل تو فریبنده نیس . هیچ وقت ترکم نکرد هه ..!
توروهم بعد یبار استفاده کردن دور میندازم ..*خنده ...
الان فقط به چشم یه ار*ضا کننده میبینمت ( ار*ضا کلمه بدی نیس یعنی برطرف کردن نیاز ها 😐)
بعد اینکه حرفاشو زد و خیلی راحت خوردم کرد داد زد و به دختری که تازه فهمیده بودم اسمش کیم جیسوعه دستور داد
ببرتم ...
خودشم ازم دور شد و به سمت عمارتش رفت
جیسو دستمو و گرفت و با خودش کشید خیلی جدی بنظر میرسید و شایدم مضطرب ...؟¿
تند تند حرکت میکرد نمیدونم داشت کجا میبردتم پس پرسیدم کجا میریم ؟
جیسو : حرف نزن دنبالم بیا بهت میگم ... تا اینکه داخل یه انبار متروکه و نم دار متوقف شد ...
_چیشده ؟
جیسو : چیزی که میگم و به کسی نمیگی ... صدات در بیاد نجات پیدا نمیکنی فهمیدی ؟
_سر تکون دادم
جیسو : من مامورم فقط در همین حد بدون کیم جنی ...
اگر میخای نجات پیدا کنی صدات در نمیاد..
بعدا سر فرصت دوباره باهم حرف میزنیم
_گفت که باید اینجا بمونم و صدام در نیاد ...
جیسو مامور بود باید مقاومت میکردم حتما امیدی واسه نجاتم از اینجا هست ...
پایان ..💞
کامنت فراموش نشه انرژی بدید 😁💜
های ^-^