پشت سرم جیمین هم بیدار شد  ...


جیمین : آمم حالت خوبه جنی ؟ 


_خوبم  فقط یکم تشنمه  آب میخام 


باشه الان واست آب میریزم :جیمین   


*آب ریختن دادن دست جنی :/ 
بخور 
* لبخند


_ممنون...اوهوم اگه بزاری من اماده بشم میخام   بیام بیرون از این قفس  

 

جیمین :   پرنسس کوچولو  اتاق به این درندشتیو  قفس میدونه ؟

 

_سرمو تکون دادم 


 خب الان از قفس درش میارم 


*چشمک 


_یدفعه  بغلم کرد و  از اتق زد بیرون  پله هارو  با سرعت پایین اومد  که من جیغ کشیدم و خندیدم 

 

_ عههه عههه چیکار میکنی عه هههه


*خنده 


جیمین : اول بوسم کن بزارمت زمین 


_بهش نگاه کردم و لبخند زدم 


هوم باشه  لپتو بوس میکنم 


 ..سرتکون داد  


اومدم که لپشو بوس کنم >.< یدفعه    بجای اینکه   لپشو ببوسم دیدم بله  لباش رو لبمه ..


اروم گذاشتم زمین و نرم میبوسید و لبامو و بازیچه خودش کرده بود 


انگار منم بدم نیومده بود و حسابی   حس گرفته بودم   


دستامو لای موهاش فرو بردم  که اینکار  باعث شد حریص تر بشه و ..


دوباره  از روزمین بغلم کرد و  برد تو اتاق و   اروم انداختم رو تخت و خودش روم خیمه زد و به  بوسیدنش ادامه داد.. لباشو از لبم جدا کرد و

   لاله گوشم و با زبون خیص کرد  


جیمین : دیوونتم بیبی 


_ وقتی که  به لاله گوشم زبون زد   آهی  نسبتا اروم کشیدم 

 

لبشو رو گوشت گردنم گذاشت و شروع کرد به میک زدن گردنم 

 

جیمین : میخام  مارکای خوشگل رو گردنت بزارم عشقم

 

_  محکم چشمامو رو هم گذاشتم  و سر تکون دادم 


 خیلی مقاومت میکردم بیشتر حریصش نکنم و آه نکشم 

 

تا حالا  با کسی رابطه  نداشتم و با کارایی که جیمین میکرد   انگار میخاستن  شکنجه ام بدن 

 

(stop)

 

 

(سمت دوستای جنی )

 

 ema : نمیشه که باید یه راهی واسه نجاتش باشه  ..وای دارم دیوونه میشمم 

 

مرینت * نگران:  واااااااااایییییییی امااا امااا نمیدونممم 


 لیساهم که همش درحال گریه کردنه 


چیکارشکنم  آخه ؟ آرومم  نمیشه 

 

*زنگ خوردن گوشی  اما 

 

(مکالمه اما و دافنه  ) 

_بله بفرماییید 

 

دافنه : سلام دافنه ام   مامور  مخفی هستم و در  پاریس مشغول هستم 

 

ما  الان داخل یه ماموریتی هستیم که دوستتون    جونش در خطره 

 

_ منظورت ج..جنیه؟

 

دافنه : درسته امم  شما  باید به اداره   پلیس  پاریس   خودتونو برسونید اونجا با یکی از همکارامون آشنا میشید 


 اسمش آتریساست  وقتی 


برید اونجا همکارمون   به شما  کل ما جرا رو میگه...


 لطفا میرید اونجا به حرفاش کامل گوش کنید 


اگر   دوستتونو سالم میخوایید 

 

(بچم کاتی چقدر حرف زد به زهرا امون نداد )

 

*و صدای بوق مطلق *

 

اما : مری قطع کردد  پاشو حاظز شید  بریم اداره اگاهی پاریس 

 

لیسارم صدا کن 

 

مرینت : باشه  همین الان حاظر میشیممم 

 

&پایان پارت 6 &

 

بالای 18  هست یکم اگر موافقید  بگید  بیشترش میکنم 


اما اونوقت  میکنمش داخل  فایل میزارم واسه دانلود باید اون پارتو دانلود کنید 


که میشه پارت 7 


عرررررررر  خودم واسه داستانم  غش کرده بیدممم
:/

نظر بدبدا  انتظار دارم
همین 
گودبای