داستان تک پارتی ▽𖣬▿̶𝓬𝓪𝓽 𝓪𝓷𝓭 𝓶𝓸𝓾𝓼𝓮❰̶͟͞♥️̶͟͞❱ تقدیم به نفس😭💐
از زبان مرینت....❰̶͟͞🧝🏻♀️̶͟͞❱
تیکی داشت به سن 1000000000000000000000000 می رسید و حالش زیاد خوب نبور چون کوامی ها تو این سن قدرت بیشتری رو کسب می کنن و من مجبورم با میراکلس موش مبارزه کنم و با یه معجون آکوما ها رو گیر بندازم...
-پاریس تحت حمله یه ابر شرور قرار گرفته آیا مولتی موس و کت نوار تیم جدید می تونن مبارزه رو به پایان برسونن؟(نکته:اینجا همه فک میکنن لیدی همون مولتی شده😐💜)
سریع تغیر شکل دادم و از پنجره رفتم بیرون کت نوار<خب لیدی بهتره زود تر جلوی آکوماتیز رو بگیر تا دنیا رو نابود نکرده>من<موافقم> قدرتم رو به کار گرفتم و تبدیل به چند نفر شدم من<کت نوار من حواسشو پرت میکنم و تو با پنجره برنده کلاهشو نابود کن حتما آکوما اونجاست و من معجون رو روی آکوما میریزم>کت نوار<باشه>
بعد از عملیات...
معجون رو ریختم روی آکوما و آکوما بی اثر شد...
حس کردم زخم بزرگی توی پام به وجود اومده حتما موقع مبارزه اینطوری شده بود کت نوار<می تونم کمکت کنم؟>من<اگه منو تا یه جا برسونی عالی میشه>کت نوار بقلم کرد و به جایی که گفتم منو برد
-(صدای برگشتن به حالت عادی)
نه من تبدیل به مرینت شدم🤯
کت نوار<مرینت تو این همه مدت لیدی باگ بودی؟🤯> و بعد اونم تغیر شکل داد...💚🐾✨
های ^-^