بوسه اتشین پارت5
از زبان مرینت:داشتم بستنیم رو میخوردم خیلی هم ناراحت بودم ازدست ادرین که الیا و نینو رو دیدم داشتن با هم بستنی میخوردن دلم میخواست منم با ادرین باشم ولی نه ادرین کاگامی رو بغل کرددد (با گریه)الیا و نینو صدای منو شیندن نینو:سلام میرینت چی شده؟ الیا:مرینت اتفاقی افتاده؟ من:اره (با گریه) الیا:چیشده باز اون لوکا سروکلش پیدا شده؟ من:نه بابا نینو:پس چیشده؟ من:بیاین بشنین تا براتون تعریف کنم الیا و نینو همزمان:باشه ماجرا رو تعریف کردم الیا:عجب ولی من فک کنم که اشتباهی شده ادرین تو روخیلی دوس داره من:ولی نه بیشتر از کاگامی اون تاحالا منو فقط یبار بغل کرده و لی کاگامی رو بیس بار که با امروز و دیروز میشه بیست و دو بار الیا:نگران نباش الان میرم ادرین رو پیدا میکنم و حصابش رو میرسم و چشمک به نینو زد نینو:اهااااا من:چی اها؟ نینو:نفهمیدی الیا میخ که الیا یکی زد تو سرش....... پارت زود میاد کامنت یادتونن نره الان کلاس دارم که ادامه نمیدم
های ^-^