رمان تک پارتی 💕
#رمان
موضوع:کت عاشق مرینت میشه به زبون کت🙈🎀
داشتیم از مدرسه به خونه میرفتم
روزخیلی کصلی بود هیچ اتفاقی نیوفتاد که لیدیمو ببینم
ولی به جاش مرینتمو دیدم.☺
ولی مرینت هم مثل لیدی باگه دیگه علاقه ای به کت نوار نداره😞
امروز میخوام که اونم هویتمو بفهمه.
شاید ازم خوشش بیاد ولی مرینت که ...
جمله شو اینجا نصفه میزاره
خب:پلگ تبدیل گربه ای🐾
خب اول میرم خونه مرینت
وای مرینت که تو بالکنه خجالت میکشم بهش بگم🙁اصلا چی باید بهش بگم☹
مهم نیس یه چیزی سرهم میکنم😌
-مرینت سلام
+کت نوار تو اینجا چیکار میکنی؟
-من ااااوم م م مدم...یه...چیزی...بگم
+چس؟
-خب... میخوای باهم یه دوری بزنیم؟
+متاسفم باید پروژه مدرسه رو تموم کنم
-باشه خب زیاد طول نمیکشه شاید حتی بهت کمک کنم
+باشه زیاد طول نکشه
خدایا قبول کرد ...ولی بعد بهش چی بگم
رفتیم پشت بوم یه خونه همه جا باز شمع گذاشته بودم
مرینت ازم پرسید:
باز واسه لیدی باگ درست کردی و اون نیومده؟
-اره ولی این بار اومده
+واقعا...خب...کجاس؟
-خب خودم اوردمش!
+منظورت چیه؟
اون اینجاس
(راستش از قبل با میدا برنامه ریزی کرده بودم و اون با قدرت تخیل یه لیدی باگ الکی ساخت و اورد)
+اون لیدی باگه؟
-اره خب
+پس چرا منو اوردی؟
-که بابت اون روز ازت تشکر کنم
+ولی اون لیدی باگ واقعی نیست
-چی؟چرا؟
+چون...
بعد اون لیدی باگ الکی میخواست حلقمو در بیاره
+گربه سیاه اون لیدی باگ واقعی نیست
-با جدیت گفتم به لیدی من توهین نکن
+ولی اون میخواد بهت کلک بزنه
-چرا تو از کجا میدونی
مرینت با صدای بلند گفت
+چون من لیدی باگم.
اینگه بهم هویتشو گفته بود واقعا خوش حال بودم بغلش کردم و گفتم
《دوست دارم مرینت😍》
گل رو بهش دادم و رفتم🌷
فعلا نمیخوام هویتمو بدونه چون دوست دارم به عنوان کت کسی منو دوست داشته باشه.😍
های ^-^