داستان جدید پرنسس و گربه خیابونی
سلام به همه
من می خواهم یه داستان جدید به نام
( پرنسس و گربه خیابونی )
بزارم
اگر میشه موضوع شو یا همون برچسبشو بزارید
ندای مغز
= برای دیدن پوستر پایینو رو ببینید من
= بله به پایین مراجعه کنید

ندای مغز
= تا آخر داستان همینه ؟ من
= نه ممکنه تغییر کنه
شروع داستان اینطوریه
مرینت = سلام گربه کوچولو گربه = میو میو مرینت= من ازت مراقبت می کنم بیا بریم .......= مرینت تو یک پرنسسی نمی تونی از یک گربه خیابونی نگهداری کنی مرینت= من هر کاری بخواهم می کنم ..................
داستان مدل مریکتیه (ندای مغز
= خودتم عاشق مریکتی من
= بلی )
حالا معرفی شخصیت های اصلی =

عکس مرینت بالاییه دقیقا همون شبی که گربه را پیدا می کنه
یه پرنسس 22 ساله که قدرت آب و کفشدوزک را دارد ولی در ابتدا آبه
به حرف پدر مادرش گوش میده خوش اخلاقه و عاشق گربه هاست

بالایی آدرینه
در حال حاضر 23 سالشه و 6 ساله که هیچ خبری ازش نیست
خوش اخلاقه ولی به حرف پدر و مادرش گوش نمیده و عاشق درسه و تا حالا به زبان آلمانی و انگیلیسی و فرانسوی مصلته
قدرت آتش را داره و قدرت دیگریش مشخص نشده

بالایی جناب لوکاست
21 سالشه یه پرنس ه و قدرت خاک و مارو داره
خوش اخلاقه روی کسی که دوست داره غیرت داره وبه حرف پدر و مادرش خیلی کم گوش میده و بیشتر خودسره
عاشق مرینته و به راحتی اونو ول نمیکنه
نمی دونم چند پارت بشه
آهنگشو مشخص کردم ولی فعلا نمی زارم سوپرایز بشید
خدانگهدار
لطفا زودتر برچسبشو بزارید

های ^-^