سرنوشتمون به به هم گره خورده p4 (پایانی)
مرینت: متاسفم ادرین ولی عشق اول و اخر من کت نواره (سپهر: مگه عشق اولت ادرین نبود😐)
ادرین: ا.ا باشه خیلی خب پس بای
مرینت: بای
رفتم
شب ان روز:
مرینت: روی بالکن بودم داشتم به اتفاقات گذشته فکر میکردم و غمگین میشدم ولی با غمگین بودنم میخندیدم
کت: چرا زانوی غم بقل کردی پرنسس
مرینت: کت تو اینجا چیکار میکن...
کت: بوسیدمش و گفتم: من اومدم اینجا تا به عشق زندگیم سر بزنم
مرینت: سرخ شدم و گفتم: کت من دیگه دوستت ندارم چرا نمیفهمی
کت: تو نمیتونی به من دروغ بگی همین امروز به ادرین اگراست گفتی عشق اول و اخر من کت نواره
مرینت: ا...ا صبر کن تو فال گوش وایسادی
کت: معلومه وایسادم روت غرتی شدم چون اون ادرین اگراست تو رو بوسید برای همین فال گوش وایسادم
مرینت:کت....کت من نمیتونم با تو باشم چون مجبوری هویتت رو بهم بگی
کت: اخرشم باید هویتم رو بگم در ضمن ما الان ۱۷ سالمونه تا ۴ سال دیگه وقته
مرینت: راست میگی به این فکر نکرده بودم دوستت دارم کت
کت: منم همینطور
و همدیگه رو بوسیدیم
ایزی ایزی تمام تمام(ارسلان: سپههههههههر تو و من معنیواین کلمه لاتین رو نمیدونیم پس دی.../سپهر:بچه ها خبر خوب دهن این روانی رو گل گرفتم و با جفت پا اومدم تو دهنش برای بعدی ۴ نظر)
های ^-^