از زبان مرینت:

مرینت: ساعت چنده .

مرینت :وایییییی از مدرسه دیر میرسم .

رفتم لباسمو پوشیدم  و کیفمو  ور داشتم . و رفتم  مدرسه .

تیکی: مرینت اروم .

مرینت : نمیشه معلمم داره حتما الان حاضر و غیاب رو میکنه ولی من هنوز نرسیدم مدرسه واییییییییییییییییییییییی .

تیکی : نگران نباش.

مرینت : تیکی نمیدونی  معلمم منو غایب میزنه اگر دیر برسم .

تیکی : خوب  اره .

رسیدم مدرسه هنوز بچه ها تو حیاط بودن کنار هم جعم شده بودن .

یه خانومی  که مو بلد  با لباس مخصوص بچه هارو پشت خودش گذاشت.

لینا : بیا اینجا دختر .

مرینت : چی شده خانم .

لینا : من لینا هستم و کار کنان اینجا زامبی شدن اونا داشتن باهم آزمایش میکردن که موارد زامبی درست کردن اگر  کسی رو گاز بکیرن  همون طرف زامبی میشه ....

مرینت : چه بد دختر کفدوزکی و کت نوار کجان .

آدرین تا صدا منو شنید  رفت اروم و بی سر صدا من رفتم دونبال آدرین .

از زبان آدرین و مرینت :

آدرین پلگ دیدی خانوم لینا چی گفت و مرینت .

پلگ : اره پس بریم و دوستاتو نجات بدیم .

پلگ  تبدیل گربه ای .

مرینت : وای خدا ادرین کت نواره دیدی درست گفتم تیکی .

تیکی :اره خوب وای داره میاد طرف بچه ها بهتره بری کنار بچه ها .

مرینت : اره راست میگی .

سریع رفتم کنار بچه ها .

کت نوار اومد و همه بچه ها رو برد.


اگر کم بود ببخشید):

واییییییی در پارت 4 چی میشه .

کت نوار تبدیل به زامبی میشه .

یا لیدی باگ تبدیل زامبی میشه.

نه هیکدوم چون هاکماث  یه پروانه  فرستاده  و وقتی کار کننان قبلی که اونو بخورن زامبی شدن.

تا پارت بعدی 

 

جانه جانه