که یهو به خودم اومدم گفتم نه ما فقط دوستیم، یهو آدرین چرخید به من نگاه کرد منم برگشتم در صدم ثانیه دستاشو گذاشت رو صورتم و لباس رو گذاشت رو لبام، اون بوسم کرد که یهو یه صدای اهمی اومد هم برگشتیم دیدیم فیلیکسه یهو گفت داشتین چیکار میکردین بعد اومد جلو من انگار میخواست چک بزنه من هر دوشونو دوست داشتم، یهو دست های لطیفشو آروم رو صورتم احساس کردم اصلا چک نبود، یهو یه نفسی رو صورتم احساس کردم و یه چیزی رو لبم چشامو باز کردم لباش رو الان بود لو هم اونجا بود بعد داد زد ، و یهو آدرین و فیلیکس هر دو همزمان یه حلقه در آوردن که یهو آلیا اومد اونو از دست فیلیکس گرفت کرد تو دست لو بعد آدرین اونو کرد تو دست من و سریع لباشو گذاشت رو برام منم کامل همراهیش کردم !!!!

بعد از قرن ها اومدم.!!!

بچه ها این دوستمون هر کار میکرد پست های آپلود نمیشد به من گفت بجاش بذارم برام می‌فرسته و من میذارم