عشق دروغی کلویی به لیدی باگ پارت اول💙😐
بعد قرن ها دوباره اومدم با داستان عشق دروغی کلو به مری😅
بریم سراغ داستان💟
من توی جشن شهردار شرکت کردم |}{|●][●■] | اگه گفتین من کیم؟🔫😐من_______لیدی باگم و پیش کلویی یم👯😐کلویی بهم گفت|کفشدوزک بیا عکس بندازیم😐منم که داشتم به حالت عادی بر میگشتم سعی کردم فرار کنم اما اون دنبالم میومد💕👈بهش گفتمدارم به حالت عادی بر میگردم😐نمیشه هی دنبالم میومد تا بالاخره جلوش تبدیل به مرینت شدم و بعد بهش گفتمبخاطر اینکه باید با صحنه ی بدی روبرو میشدی ازت دوری کردم☺ حالا کلو|دوپنچنگ ها من همیشه طرفدار دوپنچنگ بودم و گریه کنان شرور میشه😑
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 13:44 توسط eli...🐝🎧
|
های ^-^