از من تا تو s2......p1
یه نور دیدم عمیق تر می شد کم کم صدای نامفهومی به گوشم می خورد واضح تر و واضح تر می شد چشمامو باز کردم اینجا کجا بود؟صدای مدام جیغ مامانم میومد ال دستمو محکم تو دستاش فشار می داد به زور به حرف اومدم
من:من کجام
مامانم سفت بغلم کرد بعد مارتین و بابام الیا هم سفت منو تو بغلش فشار می داد که داشتم خفه می شدم که یهو مامانم از هوش رفت بابا و مارتین کمکش کردن و بردنش بیرون انگار یه چیزی یادم میومد من:الیا فیلیکس
الیا سرشو انداخت پایین متاسفم تو یه ماهه که تو کما بودی
نه نه این امکان نداشت فیلیکس نمی تونه مرده باشه اشکام مثل بارون می باریدن
من:اون اون نمرده..... الیا بگو که نمرده....بببگگگوو
الیا:مرینت تو تازه خوب شدی آروم باش
من:چطوری فراموشش کنم تقصیر من بود اون بخاطر من مرد من کشتمش
الیا:نه مری کار تو نیست
چند هفته بعد.....
بالاخره قبول کردم برم دانشگاه تو این چند وقته خیلی عوض شدم دیگه با مارتین بحث نمی کنم دیگه اون دختر لجباز و شیطون نیستم دیگه شوخ و حاضر جواب نیستم چندین بار پیش روان شناس رفتم خیلی هم بی ادب بود چه حرفایی هم می زد(دیدم که می گما)همه اینا جوابش یه چیز بود نمی تونستم ازش فرار کنم در واقع خیلی وقته اینو می دونستم من عاشقش بودم
بعد از تموم شدن کلاسا می خواستم سوار ماشینم بشم که لوکا گفت:چی شده دیگه اون پسره فیلیکس نیست
فلش بک......
چقدر از این مهمونیای دانشگاه متنفرم داشتم بر می گشتم که یه نفر چسبوندم به دیوار
لوکا:کجا میری خانوم خوشگله
من:ولم کن
فیلیکس:به تو ربطی نداره که کجا میره
زمان حال.......
یه سیلی محکم زدمش
من:خفه شو
بعد سوار ماشینم شدم و یه آهنگ پلی کردم
فرزاد فرزین-تنهایی بی انتها
بمیرم من واسه عشق دوتامونو
واسه تنهایی بی انتهامونو
کی باید جمع کنه این قلب داغونو
تو رفتی و غمت یه شبه ابم کرد
ببین دنیا بی تو جوابم کرد
تو رفتی و حرف این مردم خرابم کرد
تو رفتی زندگیمون رفت
یه عاشق زیر بار اومد
دیدی آخر یکیمون رفت
کجایی
بمیرم بهتر از اینه
غمت توی این سینه
تموم شهر غمگینه
کجایی
نمی تونم برم از خونه بیرون
نه از فکر توی دیونه بیرون
تو نیستی و هنوز بارونه بیرون تو نیستی هنوز اسمت عزیزم
رفیق قلبی که بی تو مریضم
این تنهایی بی همه چیزم
تو رفتی زندیگمون رفت
اهنگو قطع کردم سرمو گذاشتم رو فرمونو گریه کردم یه با صدای ضربه به شیشه ماشین به خودم اومدم
های ^-^