عشق نقاب دار خونین p56 🎃
#tarane
#part 56
شب بود و تاریک ، بارون میومد و رعدو برق باعث می شد اون جاده و اون راه مهیب و ترسناک بشه .
در حال حرکت توی اون جاده بودن صدای رعد و برق ترس و دلهره رو بیشتر به جون مرینت می انداخت آدرین می خواست مرینت رو جایی مخفی کنه که شاون و افرادش دستشون به مرینت نرسه و به خواستشون نرسن
آدرین میخواد مرینت رو کجا مخفی کنه ؟
درسته مخفیگاه همیشگی خودش و نینو که هیچکس از اون جا خبر نداره .....
اما ..........!
شاون بلک زرنگ تر از اونیه که فکرشو میکنن
* بلاخره به مخفیگاه میرسن *
مخفیگاه یه کلبه کوچک وسط کوهستان سر د و برفی قرار داره
آدرین :زود باشید پیاده شید وقت نداریم .
مرینت :(باحالت ترسیده و مضطرب ) آدرین اینجا خیلی ترسناکه ،😣
آدرین : من پیشتم عزیزم نگران هیچی نباش 🙇
مرینت و آریانا از ماین پیاده میشن و به آرومی به سمت کلبه قدم بر میدارن
آریانا خطاب به مرینت :(با حالت تعجب ) من ...، من ،اینجا رو میشناسم مری اینجا .......، اینجا مخفیگاه آدرین و نینو هیچکس نمی دونه که آدرین و نینو به اینجا میان حتی مامان .
/مرینت ساکت میمونه و هیچی نمیگه ، ظاهرا به این فکر میکنه که چطور باید در این کلبه کوچک و بی امکانات بمونن/
به کلبه میرسن و داخل میشن تو کلبه هیچ چیز نداره به غیر از یه بخاری برای گرم شدن
آدرین :نینو ،نینو
نینو :چیشده آدرین ؛
آدرین : اووممم.. میتونم ازت یه خواهشی بکنم ؟؟¿¿
نینو : حتما دوست من هرکاری که بگی برای کمک به تو حاضرم انجام بدم 😊
آدرین : ازت میخوام بری و از شهر به مقدار زیادی مواد غذایی و خوراکی بخری میدونم خطرناکه و ممکنه ردتو بزنن ولی ازت خواهش کردم که اینکارو برام بکنی نمیخوام توی این مدت مرینت و خواهرم آریانا که اینجا هستن گشنگی بکشن
نینو: رو چشمم داداش نگران هیچی نباش من کمکت میکنم هرکاری بتونم انجام میدم 😁
*لبخند*☺
دوستان عزیزم ازتون میخوام نظراتتون رو راجب این قسمت از نوشتم بگید حتما و اگه خوب بود بقیه اشو بنویسم مرسی لاولی ها💗❤
های ^-^