بانوى لات من پارت2
راه افتاده بوديم كل مسير رو به كاگامى خيره بودم(كورشى)
نزديكى هاى چين بوديم كه جلوى كالسكمون رو گرفتن
ناشناس:هوى عقب مونده ها وايسيد
ناشناس٢:بپريد پايين 😑
از صداشون معلوم بود دخترن
ناشناس:كاگى جون كلوپاترا جون(كلويى)
آفتاب پرست (لايلا) بيايد ديگه لازم نيست بازى در بياريد
كاگامى:باش
لايلا و كلويى وزير اعظم رو بردن كاگامى و ناشناس٢ من رو بردن
من:من رو كجا ميبرين
كاگامى:جايى كه بهش طعلق(بى سواد خودتى)
دارى عزيزم
انداختنم توى جاى سرد داشتم يخ ميزدم
حدود٧ساعت بود كه اينجام داشتم يخ ميزدم
ناشناس:اوه اوه پرنس آدرى پكره
آدرين:مى كشمتون
ناشناس:اوم كاگى جون دهنش رو ببند
كاگامى:باش
كاگامى محكم پاش رو زد تو گلوم و من پرت شدم اون ور دهنم رو بست باورم نميشه اون اينكار رو كرده باشه بغض كردم
كاگامى:ناراحت نباش عشقم زود ميميرى ديگه وقت اينكه واسه از دست دادن عشقت يعنى من گريه كنى رو ندارى
ناشناس:ديگه وقتش رسيده من رو بشناسى
دستمالى كه روى صورتش بود رو كشيد
م م اا ر ر ر ييننتتتتتتتتتتتتتتتتت؟
اون راه زن شده؟
های ^-^