از زبان آدرين

حاضر شدم يه لباس پوشيدم و منتظر نشستم كه نينو بياد تلفنم زنگ خورد

برداشتمش نينو بود

نينو:بجنب آدرين بيا پايين

من:باشه اومدم

رفتم و سوار ماشين شدم 

نينو:سلام

من:سلام

((30دقيقه بعد))

نينو:اينجاست پياده شو تموم شد بهم زنگ بزن بيام دنبالت راستى اسم روانشناس مارينت دوپان چنگه

من:باشه

پياده شدم و رفتم تو

من:ام ببخشيد خانم

اون خانمه:بله؟من لايلا رسى هستم منشى خانم دوپان چنگ شما وقت گرفتيد؟

من:ام آره

ديدم از در يه دختر با پوستى كه مثل برف بود و موهاى تيره و چشم هايى كه مثل دريا بود اومد

لايلا:خانم مارينت

پس روانشناسم اين بود

مارينت:مريض بعدى لطفا

لايلا:اين آقان

مارينت:اوه سلام بفرماييد داخل

رفتم تو

مارينت:اسمتون؟

من:آ آدرين

مارينت:اوه پس از طرف نينوييد؟

من:آ آره

مارينت:خب آدرين تو بخاطر عشقت اينجايى

كى ازت جدا شد؟

من:يك ماه پيش

مارينت:خب تو دليلى به ذهنت ميرسه كه چرا باهات تموم كرد؟

من:ن نه هرچى خواست براش همون كار رو كردم هرچى گفت گفتم چشم نمى دونم نمى دونم چيكارش كردم

مارينت:خب اگه يه روز اون رو ببينى چى كار مى كنى؟

من:ازش دليل رفتنش رو مى پرسم

مارينت:مثلا اون هميشه از شما انتظار داشته و از كارايى كه مى كرديد ناراضى بوده؟

من:هميشه اينطور بود

مارينت:خب قبل از اينكه باهاتون تموم كنه ناراحت بود؟

من:نه

مارينت:خب آقاى آدرين شما عاشق اون نيستيد و اون هم عاشق شما نبوده!

من:چ چيى؟

مارينت:درست شنيديد ببينيد اگه اون عاشق شما بود ازتون دل نمى كند و يه جورى سعى مى كرد بهتون بفهمونه كه دليل رفتنش چيه و ميفهموند مى خواد بره حالا مى گيم اينطور نبوده ولى اگه عاشق شما بود هيچ وقت از شما انتظار نداشت و از كاراتون تنفر نداشت حتى اگه گل باغچه رو براش مى كنديد اون ذوق زده ميشد و به اين حساب مى گم كه شما عاشقش نبوديد كه يك ماهه گذشته شما يا ديوونه مى شدين يا خودكشى مى كردين شما پشيمونيد كه اون رو انتخاب كردين و از خودتون سوال مى كنيد كه چرا تركتون كرد 

من:.....