★روانشناس من★ پارت٢
از زبان آدرين
حاضر شدم يه لباس پوشيدم و منتظر نشستم كه نينو بياد تلفنم زنگ خورد
برداشتمش نينو بود
نينو:بجنب آدرين بيا پايين
من:باشه اومدم
رفتم و سوار ماشين شدم
نينو:سلام
من:سلام
((30دقيقه بعد))
نينو:اينجاست پياده شو تموم شد بهم زنگ بزن بيام دنبالت راستى اسم روانشناس مارينت دوپان چنگه
من:باشه
پياده شدم و رفتم تو
من:ام ببخشيد خانم
اون خانمه:بله؟من لايلا رسى هستم منشى خانم دوپان چنگ شما وقت گرفتيد؟
من:ام آره
ديدم از در يه دختر با پوستى كه مثل برف بود و موهاى تيره و چشم هايى كه مثل دريا بود اومد
لايلا:خانم مارينت
پس روانشناسم اين بود
مارينت:مريض بعدى لطفا
لايلا:اين آقان
مارينت:اوه سلام بفرماييد داخل
رفتم تو
مارينت:اسمتون؟
من:آ آدرين
مارينت:اوه پس از طرف نينوييد؟
من:آ آره
مارينت:خب آدرين تو بخاطر عشقت اينجايى
كى ازت جدا شد؟
من:يك ماه پيش
مارينت:خب تو دليلى به ذهنت ميرسه كه چرا باهات تموم كرد؟
من:ن نه هرچى خواست براش همون كار رو كردم هرچى گفت گفتم چشم نمى دونم نمى دونم چيكارش كردم
مارينت:خب اگه يه روز اون رو ببينى چى كار مى كنى؟
من:ازش دليل رفتنش رو مى پرسم
مارينت:مثلا اون هميشه از شما انتظار داشته و از كارايى كه مى كرديد ناراضى بوده؟
من:هميشه اينطور بود
مارينت:خب قبل از اينكه باهاتون تموم كنه ناراحت بود؟
من:نه
مارينت:خب آقاى آدرين شما عاشق اون نيستيد و اون هم عاشق شما نبوده!
من:چ چيى؟
مارينت:درست شنيديد ببينيد اگه اون عاشق شما بود ازتون دل نمى كند و يه جورى سعى مى كرد بهتون بفهمونه كه دليل رفتنش چيه و ميفهموند مى خواد بره حالا مى گيم اينطور نبوده ولى اگه عاشق شما بود هيچ وقت از شما انتظار نداشت و از كاراتون تنفر نداشت حتى اگه گل باغچه رو براش مى كنديد اون ذوق زده ميشد و به اين حساب مى گم كه شما عاشقش نبوديد كه يك ماهه گذشته شما يا ديوونه مى شدين يا خودكشى مى كردين شما پشيمونيد كه اون رو انتخاب كردين و از خودتون سوال مى كنيد كه چرا تركتون كرد
من:.....
های ^-^