سلام خواب بودم (يه بار تو عمرمون زود خوابيديم)خواب ليدى باگ رو ديدم بيدار شدم

مى خوام براتون تعريف كنم

_________________

من و ريناروژ داشتيم مى دوييديم تو يه جنگل

ريناروژ بهم گفت كه .......يادم نيست😐

من گفتم باشه بعد ريناروژ نا پديد شد يكى از شخصيت هاى انيمه ى مورده علاقم جلوم ظاهر شد گفت تو توى خطرى

من گفتم هان؟

اون گفت گ*ه نخور بيا

من گفتم من تو رو نمى خورم يهو ليدى باگ با موهاى خيلى بلند(مثل گيسو كمند)اومد گفت آكوما خونسا شده

بعد دوستم دينا اومد گفت بيا اينجا رفتم طرفش كت بلنس يه ابر كتاكيليزم سمتم فرستاد من بيدار شدم ديدم چشمام پره اشكه 

فكر كنم كه شخصيت انيمه اى بخاطر كت بلنس گفت كه تو خطرم وولپينا با قدرت توهمش يه ريناروژ و كت بلنس الكى ساخت ليدى باگ هم بخاطر همين گفت آكوما خونسا شد يه جاهم تو اون جنگل وولپينا رو ديدم

هيچى ديگه تموميد^____________^