قهرمان یا دست و پا چلفتی!پارت هفدهم
اروم اروم در رو باز کردم:یه صدای اوم میامد دو نفر که با هم حرف میزدن اون موقع به کل فراموش کرده بودم که لیدی باگ نیستم و همونچوری پریدم تو و یهو خشکم زد...
اون اون... ادرین بود... باورم نمیشد... اون مگه مگه اکومایی نشده بود؟؟؟
یه المه سوال ذهنم رو مشقول کرده بود و ادرین هم همونجوری مونده بود و منو نگا میکرد.
ادرین:نه.. این غیر ممکنه! یعنی مرینت لیدی باگه؟!
اما دیگه دیر شده اون هویت واقعیه منو میدونه!!!
مرینت :داشتم همونجوری نگاهش میکردم که ادرین گفت:بانوی من شمایید؟!
من نمیدونستم چی بگم برای راست بگم یا دروغ ؟اما ازش پرسیدم کت نوار؟!
و اونم جوابی نداد!
همونطود که خشکمون زده بود در شیرینی فروشی باز شد من و ادرین کاملا هل شده بودیم
و هردومون برگشتم به طبقه بالا و وایستا ببینم نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نباید میرفتیم چون اونجاپر بود از عکس های ادرین نه نه نه دوباره نه!!!! وقتی وارد اتاق شدیم هر دو تبدیل شدیم و حالت مبارزه گرفتیم.
ناگهان در اتاق باز شد و یه کسی امد تو اون صورتش رو با یه رست مال بسته بود و تا مارو دید جیغ کشید
و باید بگم کاملا از قیافه و لباساش معلوم بو که اون کیمه
. اما اون همچنان داشت داد میزد که کت نوار دهنشو با دستاش گرفت.
وقتی کیم اروم تر شد بیش گفتم:تو اینجا چیکار میکنی کیم؟ چجوری اکومایی نشدی؟! اما اون همش من من میکرد اون وقت بود که به کت گفتم با احتیات زیاد دستشو ار روی صورت کیم برداره .وقتی کیم نفسش بالا اومد گفت.
از زبان کیم :از مدرسه که به خونه برمیگشتم تصمیم گرفتم به ادرین سر بزنم و رفتم دم در خونشون که یهو میبینم در بازه و با خودم میگم نکنه اتفاق براشو افتاد باشه و میرم تو .وقتی داشتم ماجرا رو براشون توضیح میدادم قیافه هاشون یکم دمق بود نمیدونم چرا ولی مثل قبلا نبودن .بعد گفتم وقتی وارد شدم در خونه قفل بود برای همین رفتم به حیاط پشتی و مجسمه یه خانم رو دیدم که فکر کنم مادر ادرین بود همونطور که داشتم نگاهش میکردم یهو صداهایی شنیدم و رفتم بشت دیوار و دیدم اقای اگراست و منشیش که داشت دنبالش می امد.اونا امدن رو به روی مجسمه و اقای اگراس با فشار دادن چند قسمت مجسمه یک راه مخفی باز کرد و با منشیش وارد اونجا شدن منم یکم نزدیک شدم و قبل از اینکه در بسته بشه پام رو گذاشتم لاش داشتم حرفمو میزدم که کت نوار پریو وسط حرفم و گفت:تو حق نداشتی بدون اجازه وارد ملک خصوصیه دیگران بشی!!!با خودم گفتم اینکه من وارد خونه اگراست ها شدم به کت نوار چه ربطی داره؟!
که یهو لیدی باگ گفت:امممممم راست میگه اما خب بگو بعد چی دیدی و با دستش جلوی کت نوار رو گرفت .
و من دوباره شروع گردم به گفتن...... این داستان ادامه دارد...
حالا که اومدی بی نظر نرو
های ^-^