من:به ما كه مى رسه بدبخته^_____^

نينو:باشه حالا گمشو بيرون

من:باشه باشه باشه باشه

نينو:دكمت گير كرده؟

من:اعصاب نمى زاريى كه

رفتم تو ويلا به حرف هاى مارينت فكر كردم راست مى گفت^________________^

نمى دونم چرا يه جورى شده بودم؟

همش صداى مارينت تو گوشم پخش مى شد

يعنى من عا.... نه امكان نداره

از زبان فيليكس

امروز در رفتى ولى بعدا مى گيرمت 

ديدم صداى ماشين مياد ديدم نينو اومده عكس هاى مارينت رو گذاشتم رو ميز و در رو باز كردم

نينو:اينم سوييچ ماشين

من:باشه بيا تو

نينو:باشه

رفتيم تو نينو به عكس هاى مارينت نگاه كرد گفت

نينو:اون مارينت دوپان چنگه؟