از زبان مارينت

روى تخت دراز كشيده بودم و تلويزيون مى ديدم

كه گوشيم زنگ خورد آليا بود

آليا:دختر مژده بده

من:بله آليا سريع بگو حوصله ندارم 

آليا:ببين قبلا يه مريض اومده پيشت بعد عاشقت شده اون يارو با نينو دوست بوده الانم اون يارو مى خواد ببينتت

من:اون يارو اى كه مى گى كيه؟

آليا:آدام كارتر

&فلش بك&

از زبان فيليكس

(قبل رفتن نينو)

من:راستى نينو يه چيزى

نينو:بله؟

من:اسمم رو آدام كارتر بگو چون من با اين اسم رفتم مى دونى كه اگه خبر نگارا بفهمن من پيش روانشناس رفتم چقدر بد ميشه

نينو:باشه

&پايان فلش بك&

از زبان مارينت

من:آره يكى به اين اسم اومده بود مطبم

آليا:خوشتيپ بود؟

من:بد نبود

آليا:پس ساعت٣ برو آدرسى كه برات مى فرستم

من:باشه خدافس

آليا:خدافس

كلويى:مارينت ميشه برم حموم

من:آره اينجا خونه ى تو هم هست 

لايلا:معذرت مى خوام مارينت خانم كلويى نمى دونه چطور رفتار كنه

من:عوق اينقدر كتابى حرف نزن اخراجت مى كنمااااا