عشق بی پایان است پارت5
داشتم همینطور در کوچه راه میرفتم یک چیز قرمز دیدم فهمیدم یویو مسترباگه خیلی نگران شدم توفکر بودم که نکنه مسترباگ مرده باشه
جلو تر رفتم دیدم حاکماث داره گریه میکنه خیلی تعجب کردم گفتم چرا داری گریه میکنی
اول فکر کردم تله س ولی بعد که جلو تر رفتم دیدم یویو مستر باگ جلو ی ادرین ادرین هم با کلی خون رو ی زمین داراز کشیده اول فکر کردم شاید داره استراحت میکنه
ولی بعد گفتم نه پس چرا نفس نمیکشه نکنه ادرین مسترباگه
خیلی نگران شدم خب اگه پارت دوست دارید زود تر بیاد لطفا کامنت بزارین فعلا بای![]()
+ نوشته شده در شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۹ ساعت 15:59 توسط آدینا...🎼
|
های ^-^