من:((خب دقيقا بايد چى كار كنيم؟))لايلا:((من با هاك ماث هم كارى ميكنم تو توى دبيرستان ثبت نام ميكنى و با هم ديگه كارى ميكنيم كه همه آكوماتيز شن دوتا عاشق ما ذهنشون مشغول ميشه و زياد به هم ديگه اهميت نميدن 

و اينجاست كه ما به آدرين ميگيم كه مارينت داره بهت خيانت ميكنه))من:((چطور؟))لايلا:((من يه مهمونى ترتيب ميدم ولى به صورت ناشناس مارينت هم به اون مهمونى مياد من خودم رو آكوماتيز ميكنم و با قدرت توهم مارينت رو در حال بوسيدن پسر ديگه طراحى ميكنم و آدرين اين رو ميبينه))من:((عاليه))

{زمان حال از زبان مارينت}

من و آدرين رفتيم يه گوشه و تبديل شديم آكوماتيز:((ليدى باگ و كت نوار معجزه گرهاتون رو رد كنيد بياد))من:((بى ادبم كه هستى))دقت كردم و ديدم اون سابريناست سابرينا:((دهنت رو ببند ليدى باگ))كت نوار:((دارى ناراحتم ميكنى آكوكو تايد))سابرينا:((خفه شو احمق)) با نيرويى كه داشت كت نوار رو به سمت درخت پرتاب كرد رفتم و دستش رو گرفتم من:((حالت خوبه؟))كت نوار:((آره))من:((اون قدرتش رعد و برقه اگه يه كارى كنيم رعدوبرق به خودش بخوره ضعيف ميشه و ما ميتونيم بهش حمله كنيم كت نوار:((درست ميگى ماى ليدى ولى چطورى نيروى برق رو به طرف خودش برگردونيم))من:((با يه خورده شانس))كت نوار:((منطقيه))

_____________________________________

بيوگرافى اين پارت:

نام:لوكا 

فاميلى:كفائين

سن:١٨

وزن:٤٩

قد:١٧٧

تنفرات:آدرين_رقيب هاى عشقيش_

علايق:مارينت_خواهرش_مادرش_گيتار زدن_

هويت قهرمانى:

نام:ويپريون

قدرت:پرت كردن هواس با ساز