عشق حرف حالیش نمیشه پارت دوم
از زبون (مرینت)
که یدفه الیا اومد جلوم، ترسیدم و آروم
جیغ زدم که خندید
-به چی می خندی الیا؟؟؟😠
الیا:قیافت خیلی باحال بود😂
-هرهرهر
الیا:خیلیخب باشه. راستی سر کلاس
با ادرین چی میگفتی؟؟
-حرف مفت میزد منم جوابش و دادم
الیا: نکنه سر اتفاق دیروز که توپ و محکم زد بهت دعوا میکردید؟؟😂😂
-خیلیممنون الیا😐
الیا: خب دیگه من برم الان کلاسم شروع
میشه. خوش به حالت تو کلاس نداری
-اره خیلیخوبه😌 راستی ادرین هم الان
با تو کلاس داره؟؟
الیا: آره اونم هست چطور؟
-هیچی همینجوری حالا زودباش برو بای
الیا: بای
خیلیخوبه الان هیچ کس توی حیاط دانشگاه نیست و من میتونم نقشه خوشگلم و پیاده کنم😈
نگاهی به اطراف کردم، هیچ کس نبود
رفتم به سمت پارکینگ دانشگاه...
داشتم می گشتم که چشمم به جنسیس
آلبالویی آدرین افتاد. لبخند شیطانی
زدم و به سمتش رفتم....کیفم و باز کردم
و از توش چاقوی بزرگی که دیروز توی
حیاط دانشگاه پیدا کرده بودم و در اوردم و ۴ چرخ ماشین و اوردم پایین
برای اینکه دلم خنک بشه یه خط بزرگ
هم رو کاپوت انداختم😁
خب حالا وقتشه تا حرسی بشه....رژلب
قرمزم و در اوردم و روی شیشه ماشین
نوشتم:
سلام ادرین خان عزیز اینم جواب کار دیروزت. بهت گفتم بچرخ تا بچرخیم
فکر نمی کردی اینکارو کنم؟؟
دوست دارت مرینت❤️
خیلی عالی شد😈😈 درسته رژ خوشگلم برفنا رفت ولی ارزششو داشت
چاقو و جنازه رژلبم و برداشتم و سریع
اومدم بیرون....
دانشگاه تموم شد داشتیم با الیا میرفتیم
بیرون که یهو یهنفر اومد جلوم و من محکم خوردم بهش... سرمو اوردم بالا
که دیدم ادرین داره با عصبانیت نگاهم
میکنه. یکم رفتم عقب که گفت
ادرین :تو به چه جرعتی ماشین منو داغون کردی هان؟؟؟🤬🤬🤬
-چی؟؟ برو بابا
ادرین: داری لج میکنی اره؟؟
-وای ازت بعیده باهوش باشی
ادرین: چرا ماشین نازنین منو داغون کردی؟؟
خواستم جواب بدم که یهو...
ببخشید دیر فرستادم نظر یادتون نره
بای
های ^-^