از زبون (مرینت)

 

که یدفه الیا اومد جلوم، ترسیدم و آروم

جیغ زدم که خندید

 

-به چی می خندی الیا؟؟؟😠

 

الیا:قیافت خیلی باحال بود😂

 

-هرهرهر

 

الیا:خیلی‌خب باشه. راستی سر کلاس

با ادرین چی میگفتی؟؟

 

-حرف مفت میزد منم جوابش و دادم

 

الیا: نکنه سر اتفاق دیروز که توپ و محکم زد بهت دعوا می‌کردید؟؟😂😂 

 

-خیلی‌ممنون الیا😐

 

الیا: خب دیگه من برم الان کلاسم شروع

میشه. خوش به حالت تو کلاس نداری

 

-اره خیلی‌خوبه😌 راستی ادرین هم الان

با تو کلاس داره؟؟

 

الیا: آره اونم هست چطور؟

 

-هیچی همینجوری حالا زودباش برو بای

 

الیا: بای

 

خیلی‌خوبه الان هیچ کس توی حیاط دانشگاه نیست و من میتونم نقشه خوشگلم و پیاده کنم😈

نگاهی به اطراف کردم، هیچ کس نبود

رفتم به سمت پارکینگ دانشگاه...

داشتم می گشتم که چشمم به جنسیس

آلبالویی آدرین افتاد. لبخند شیطانی

زدم و به سمتش رفتم....کیفم و باز کردم

و از توش چاقوی بزرگی که دیروز توی

حیاط دانشگاه پیدا کرده بودم و در اوردم و ۴ چرخ ماشین و اوردم پایین

برای اینکه دلم خنک بشه یه خط بزرگ

هم رو کاپوت انداختم😁

خب حالا وقتشه تا حرسی بشه....رژلب

قرمزم و در اوردم و روی شیشه ماشین

نوشتم:

 

سلام ادرین خان عزیز اینم جواب کار دیروزت. بهت گفتم بچرخ تا بچرخیم

فکر نمی کردی این‌کارو کنم؟؟

 

دوست دارت مرینت❤️    

 

خیلی عالی شد😈😈 درسته رژ خوشگلم برفنا رفت ولی ارزشش‌و داشت

چاقو و جنازه رژلبم و برداشتم و سریع

اومدم بیرون....

 

دانشگاه تموم شد داشتیم با الیا میرفتیم

بیرون که یهو یه‌نفر اومد جلوم و من محکم خوردم بهش... سرم‌و اوردم بالا

که دیدم ادرین داره با عصبانیت نگاهم

میکنه. یکم رفتم عقب که گفت

 

ادرین :تو به چه جرعتی ماشین منو داغون کردی هان؟؟؟🤬🤬🤬 

 

-چی؟؟ برو بابا

 

ادرین: داری لج میکنی اره؟؟

 

-وای ازت بعیده باهوش باشی  

 

ادرین: چرا ماشین نازنین منو داغون کردی؟؟

 

خواستم جواب بدم که یهو...

 

 

 

 

ببخشید دیر فرستادم نظر یادتون نره بای