قهرمان یا دست وپا چلفتی!
دباره از خانم بوسیه پرسیدم ببخشید اسم همکلاسی جدیدمون چیه؟ وقتی خانم بوسیه اسم همکلاسی جدیدمون رو گفت باورم نمیشد تا اینکه وارد کلاس شد !😱باورمنمیشد! اون کاگامی بود!!!!! اره خود خودش بود حالا فهمیدم که چرا کنار ادرین خالیه!!!!! بخاطر اینکه کاگامی میخواد کنار ادرین بشینه!😢از اصبانیت داشتم متلاشی میشدم که خانم بوسیه دوباره آمد وسط کلاس و گفت؛ همه شما میدونید که ما هر سال رسم داریم با هدیه دادن یه چیزی به همکلاسی هامون سال تحصیلی جدید رو تبریک بگیم !😁
تازه یادم افتاد چیو فراموش کردم بسته ماکارون هامو!!!!!!!😱😱
حالا باید چیکار میکردم؟ 😬مغزم داشت از استرس میترکید!🤯
تازه میز جلویی ما مثل هر سال جای کلویی و سابرینا بود!!!😶
از جام بلند شدم و رفتم دستشویی این خرابکاریو یه کاریش بکنم! وقتی رفتم دستشویی با تیکی فکرامونو رو هم ریختیم و تصمیم گرفتم برم و به مامانم زنگ بزنم که جعبه ماکارون هارو برام بیاره اما همینکه به در دفتررسیدم و بازش کردم مامانمو دیدم که داره با مدیر حرف میزنه وقتی رفتم جلو مامانم جعبه ماکارون هارو برام اورده بود و اونا رو داد به من وگفت ببرم برای بچه ها درست همون موقع بود که با خودم احد کردم وقتی رسیدم خونه از هر دوشون تشکر کنم!
داشتم به سمت کلاس میرفتم که لایلا رو دیدم که با ترس داشت میامد سمت من ازش پرسیدم ، چی شده نکنه باز میخوای به دروغ خودت رو مضلوم جلو بدی؟🤥
لایلا گفت نه من دارم از دست یک شخص جدید که اکومایی شده فرار میکنم!
ازش پرسیدم کی از بچه های کلاسه؟!
گفت اره اون ادرینه!!!😓
از زبان لایلا: وقتی اینو بهش گفتم شکه شد و دوید سمت در کلاس! درست همونطور که فکر میکردم نقشه انتقام من داشت اجرا میشد!!!!😈
خب دوستان امید وارم خوشتون بیاد و نظر بدین 😘
تا بعدش بااااااای😊🤗![]()
های ^-^