مجنونم باش.....❤ پارت اول
#مجنونم_باش
پارت اول......🐞🐾
اَز زبان لیدی باگ:🐞
باز دوباره کت چیکارم میتونه داشته باشه.....از دور دیدمش که روی بوم(پشت بوم)همیشگے نشسته،بی صدا بهش نزدیک شدم که دیدم چیزی رو زمزمه میکنه.
کت:بانوے من من عــا....
چون میدونستم چے می خواد بگه سریع گفتم:کت کارم داشتے؟
به طرفم برگشت و با خوش رویی گفت
کت:خوش اومدی بانوے من منتظرت بودم می خوام درباره چیزی باهات صحبت کنم...
لیدی:دوباره کسی شرور شده؟
کت:نع در مورد خودمون دوتاست. می خواستم بگم که اگه میشه با من باشی؟
لیدی:نه کت نمی تونم قبول کنم خودتم خوب میدونی.
کت:اخه چرا هر دفعه عشق منو پس میزنی من واقعا و از عمق وجودم بهت علاقه دارم.
لیدی:ببین کت اون علاقه ای که تو به من داری من به یه پسر دیگع دارم.پس نمی تونم هم تورو و هم خودمو گول بزنم...
چهره کت غمگین شد و با ناامیدی گفت
کت:اون پسر چه کسیه؟
لیدی:نمی تونم کت منـــ
کت:لطفا بگو این آخرین خواهشم از تو هستش بانوی من
لیدی:اون.......اِدرین آگرسته
سریع از اونجا دور شدم اصلا برای چی بهش گفتم...نع نباید میگفتم کار اشتباهے انجام دادم فقط امید وارم از کارم یه روزی پشیمون نشم...
اَز زبان کت نوار:🐾
گوشام اشتباهے میشنید لیدی باگ عاشق منه؟
هِع نه اون عاشق ادرین نه من....بخاطر اینکه حال و هوام عوض شه کمے توی شهر گشتم.اخه کسے هم نیست تا باهاش صحبت کنم.....
کمے که گشتم از دور مرینت رو دیدم که تو بالکن،به نرده تیکه داده و به ستاره ها خیره شده.
خودشه مرینت دختر خیلی مهربونیه می تونم کمی باهاش صحبت کنم.به طرفش حرکت کردم و....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🐾🐞
پایان پارت اول.....
های ^-^