مجنونم باش......❤پارت۲
#مجنونم_باش
پارت دوم......🐞🐾
اَز زبان مرینت:🌸
به ستاره ها خیره شده بودم.چرا با کت اونجوری رفتار کردم حتما خیلی ناراحته اصلا چرا بهش گفتم که عاشق چه کسی هستم.....
از پشت سرم صدای پا شندیم ولی هیچ حرکتے نکردم صدای پا هی بیشتر میشد،اماده شدم که دخل طرف رو بیارم ولے با صدای کت خیالم راحت شد.
کت:پرنسس مهمون نمے خوای؟
مرینت:می خوام
کت:این وقت شب چرا بیداری؟
مرینت:دلم گرفته تو واسه چی بیداری؟
کت:من دلم شکسته....
مرینت:واسع چی؟
کت:کسے که عاشقشم کسه دیگه ای رو دوست داره.
مرینت:پس باهم هم دردیم.
کت:واقعـا؟
اَز زبان کت نوار:🐾
مرینت:پس باهم هم دردین.
کت:واقعـا؟
مرینت:کسے من دوستش دارم بهم توجه نمی کنه.می دونه دوسش دارم ولی.....
کت:چه کسی با تو این کار رو کرده پرنسس؟
مرینت:به کسی نگی ها اسم اون اِدرین آگرسته....
جان چرا همه امروز عاشق ادرینن بخشکی شانس.
کت: مگه این پسرع چی داره؟
مرینت:کت این جوری نگو اون مهربون ترین و بهترین پسری که تو عمرم دیدم.
کت:ولی تو که میگی دلت رو شکسته.
مرینت:اون خودش نمی دونه چون اصلا نمی دونه که من بهش علاقه دارم،زمانی که خواستم بهش ابراز علاقه کنم دختری به اسم کاگامی اومد و ادرین رو مال خودش کرد.....
چشمای ابیش که شبیه اقیانوس اروم بود الان طوفانی شده بود و اشک میریخت اینا همش بخاطر منه.دستشو گرفتم و به آغوش کشیدمش.اول شکه شد ولی بعد دستشو دور کمرم حلقه کرد از لرزیدن شونه هاش فهمیدم که هنوزم داره گریه میکنه.
کت:ببخشید پرنسس.....
سرش رو از روی سینم برداشت و با بُغض گفت:
مرینت:تو که کاری نکردی من باید عذرخواهی کنم که تورم ناراحت کردم کت.
کت:مطمئن باش که اون پسره ادرین از کارش هیچ قصدی نداشت......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🐾🐞
پایان پارت دوم....
های ^-^