چطوری دارم زندگی میکنم ، پارت اول
☘ چطوری دارم زندگی میکنم ☘
💙💙💙💙💙💙💙💙
به قلم
🦢Marent 🦢
💙💙💙💙💙💙💙💙💙
از زبان مرینت :
خال ها خاموش . وای تیکی امروز هم دیر میرسیم . مرینت اشکال نداره . وااای امروز چه بهانه ای بیارم . خب مرینت بگو ساعتم زنگ نزد😉. این رو هزار بار بهانه آورده ام 😥 . مرینت یک بهانه ی جدید 😁 بگو داشتم لیدی باگ رو در حال کار کردن تماشا میکردم . وااااااای تیکی ممنونم 😘🥰 .
مرینت امروز چرا دیر کردی :
قبل از اینکه حرف بزنم الیا گفت
پیش من بود داشت لیدی باگ رو تماشا میکرد . باشه مرینت برو بشین
۱ ساعت بعد
زنگ تفریح شد بدو بدو رفتم پیش الیا . الیا من که پیش تو نبودم ! بعد دستم رو گرفت رو برد یک گوشه گفت اروم الان همه صدات رو میشنون . خب الان که هیچکی صدامون رو نمیشنوه چی
مرینت تو دوست جون جونی خودمی بهانه هات ته کشیده بود 😁 گفتم خودموبرات بهانه بریزم 😉
گفتم نمیخوای بدونی برای چی دیر میام
چرا دوست که دارم بدونم . ولی یک دوست واقعی دلیلش رو نمیپرسه چون ممکنه خصوصی باشه .
وااای تو بهترین دوستی الیا بعد محکم بغلش کردم
مدرسه تمام شد
میخواستم به الیا جایزه بدم اما هیچی به ذهنم نمیومد تا اینکه
پایان
های ^-^