#مجنونم_باش
پارت پنجم......🐞🐾

اَز زبان ادرین:💚
پلگ:خوش میگذره.
ادرین:پلگ واقعا دوسم داره یا یه خوابه؟
پلگ:اوق از این جور حرفا نزن اشتهام بسته میشه دیگه نمی تونم کممبر بُخورم.
(پنج روز بعد🌤)
بلخره اون یه هفته تموم شد و من میتونستم به مدرسه ولی اگه لیدی باگ نبود من نمی تونستم تو این یه هفته طاقت بیارم،اون هر روز به من سر میزد واقعا ممنونشم.پدرم هنوز باهام سر سنگین بود(اون که همیشه باهات سر سنیگه فرزدنم🧐)مگه من بچم که بخام هر جا برم از شما اجازه بگیرم اوفـــــــــ....
داخل کلاس کنار نینو نشسته بودم و در حال صحبت کرد بودیم که....
مرینت:ادرین؟
ادرین:بله؟
مرینت:منو ببخش همش بخاطر منه.
ادرین:نه اصلا خودتو ناراحت کن،نینو من با مرینت کار دارم بعدا صحبت میکنیم.مرینت لطفا دنبالم بیا.
دستشو گرفتم و دوباره لپاش گل انداخت.الان باید چی کار کنم مرینت یا لیدی باگ عاشق کدومم حس میکنم هر دوی اونا رو یه اندازه دوست دارم.به حیاط رسیدیم که به مرینت گفتم.
ادرین:مرینت.
مرینت:بله؟
ادرین:من می خوام از کاگامی جداشم به کمکت نیاز دارم.
مرینت:چــــی؟مگه عاشقش نبودی.
ادرین:نه من عاشق کسه دیگه ای هستم اون رو فقط به عنوان دوست دخترم قبول داشتم چون منو یاد کسی مینداخت(اشاره به لیدی باگ چون رنگ موهاشون یکیه).
مرینت:چه کمکی از دست من بر نیاد.
ادرین:باید نقش دوست دخترم رو بازی کنی.......

اَز زبان مرینت
مرینت:هــــــان؟یعنی،جــــــــان؟
ادرین:ببین مرینت تنها کسی که میتونه کمکم کنه تو هستی لطفا درخواستم رو رد نکن...
یه نگاه به صورت مظلومش کردم آخ که الان چقدر شبیه وقتی شده که کت خرابکاری کرده چهرشو اینجوری کرده،وا چه ربطی به کت داشت ادرین کجا کت کجا.
مرینت:باشه قبول میکنم.
ادرین:تو بهترینے مرینت.
و به ثانیه ای نکشیده منو به آتش کشید و به آغوش گرمش کشوند...
ادرین:بعد مدرسه آماده باش تا باهم بریم کلاس شمشیر زنے.
مرینت:باشه ادرین.
(بعد از مدرسه⛪️)
همراه ادرین وارد کلاس شمشیر زنی شدیم و کاگامی رو از دور دیدم که داره به طرف ما میاد.وقتی به مارسید لبخند زد و رو به ادرین گفت.
کاگامی:دیر کردی مشکلی پیش اومده؟
ادرین:نه فقط داشتم با مرینت وقت میگذروندم.
کاگامی:چی؟بامرینت.
ادرین:درسته اون دوست دخترمه مگه نه مرینت؟!
یه ویشگون ازم گرفت که یعنی نوبت توئه خنگول.
مرینت:چیزه نع یعنی اره تازه ما باهم قرارم میزاریم.(ریدی فرزندم☠)
بعد از حرفم چهره غمگین کاگامی رو دیدم که سریع دوید و از ما دور شد......

اَز زبان ادرین:💚
بجای کاگامی این دفعه مرینت حریف تمرینی من بود اون واقعا فوق العاده بود و توانایی یاد گیریش هم خیلی بالا بود.....
در حال تمرین بودیم که صدای انفجاری از تو رختکن اومد و همه به طرف رختکن دویدیم......
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🐾🐞
پایان پارت ششم.....