ادرین گفت : مرینت اینجا اتاق تو و انیا هست اینجا محل استراحت تو هست 💖 ( یک اتاق کوچک  با دو تا تخت پیش هم و یک میز تحریر)

اینجا هم اتاق طراحی هست میتونی اینجا طراحی لباس رو انجام بدی 💖(یک اتاق با سقف بلند پر از قفسه با یک عالمه مداد و ماژیک رنگ و رنگ با دفتر های طراحی )

اینجا هم اتاق دوخت هست میتونی اینجا لباس هایی رو که طراحی کردی رو بدوزی 💖( یک در بود توی اتاق طراحی که به این اتاق باز میشود این اتاق سقف بلند دارد با ۳ تا چرخ خیاطی و نخ های رنگی رنگی ) 

اینجا هم اتاق من هست کاری داشتی بیای اینجا 💝 

مرینت : باشه 🌹

ادرین :

حالا هم بذار کمکت کنم وسایلت رو بیاری تو اتاق 😉

ممنونم 😉 

بیا وسایلت تمام شد مطتونی طراحی رو شروع کنی ❤ 

مرینت : میشه اتاق پدرت رو بهم نشون بدی تا اگر مشکلی داشتم تو طراحی بهشون بگم 💖

پدم معمولا فقط برای طراحی تو پذیرایی هست 💚 

ممنون 🤍 

3 ساعت بعد 

ادرین : مرینت مرینت بیا برای ناهار تصمیم بگیریم 

آمدم ادرین 💖 وای که حسابی گشنمه 😁 طراحی گشنم کرده. 😉 

انیا : من میگم هر چی مرینت بخواد 

ادرین : منم بلاخره تازه رسیده 😉

گابریل : مرینت چی دوست داری بگم ناتالی سفارش بده از بیرون بیارن 

انیا : باااااااااباااااااااا من بهترین آشپز کانادا هستم بعد میخواهید از بیرون غذا سفارش بدین 😡 . الان دست به کار میشم ، و بهترین غذایی که خوردم رو براش درست میکنم 

چند ثانیه طول نکشید تکشید تاغذا آماده شد انیا گفت بریم سر میز تا اینکه برامون 

سیب زمینی با مرغ سوخاری آورد به به 😁

پایان