خانواده ی شلوغ اگرست ها P4
ادرین گفت : مرینت اینجا اتاق تو و انیا هست اینجا محل استراحت تو هست 💖 ( یک اتاق کوچک با دو تا تخت پیش هم و یک میز تحریر)
اینجا هم اتاق طراحی هست میتونی اینجا طراحی لباس رو انجام بدی 💖(یک اتاق با سقف بلند پر از قفسه با یک عالمه مداد و ماژیک رنگ و رنگ با دفتر های طراحی )
اینجا هم اتاق دوخت هست میتونی اینجا لباس هایی رو که طراحی کردی رو بدوزی 💖( یک در بود توی اتاق طراحی که به این اتاق باز میشود این اتاق سقف بلند دارد با ۳ تا چرخ خیاطی و نخ های رنگی رنگی )
اینجا هم اتاق من هست کاری داشتی بیای اینجا 💝
مرینت : باشه 🌹
ادرین :
حالا هم بذار کمکت کنم وسایلت رو بیاری تو اتاق 😉
ممنونم 😉
بیا وسایلت تمام شد مطتونی طراحی رو شروع کنی ❤
مرینت : میشه اتاق پدرت رو بهم نشون بدی تا اگر مشکلی داشتم تو طراحی بهشون بگم 💖
پدم معمولا فقط برای طراحی تو پذیرایی هست 💚
ممنون 🤍
3 ساعت بعد
ادرین : مرینت مرینت بیا برای ناهار تصمیم بگیریم
آمدم ادرین 💖 وای که حسابی گشنمه 😁 طراحی گشنم کرده. 😉
انیا : من میگم هر چی مرینت بخواد
ادرین : منم بلاخره تازه رسیده 😉
گابریل : مرینت چی دوست داری بگم ناتالی سفارش بده از بیرون بیارن
انیا : باااااااااباااااااااا من بهترین آشپز کانادا هستم بعد میخواهید از بیرون غذا سفارش بدین 😡 . الان دست به کار میشم ، و بهترین غذایی که خوردم رو براش درست میکنم ![]()
چند ثانیه طول نکشید تکشید تاغذا آماده شد انیا گفت بریم سر میز تا اینکه برامون
سیب زمینی با مرغ سوخاری آورد به به 😁
پایان
های ^-^