عشق پردردسر p1
نشسته بودمو و مثل کاراگاها به در خیره شدم میخواستم بدونم این استاد جدید کیه که همه از خوشگلیش تعریف میکنن میخواستم زودتر برسه تا مثل استادای دیگه حالشو بگیرم😈 هاهااا
الیا:هیییی مرییی چطوری تو دختر؟
_هومم خوبم تو چطوری خره؟
الیا:
من خرم؟
_ن بابا غلط کردم
الیا:خوبه:) منم عااالیم مری جونمم میدونستی این استاده ک داره میاد میگن خیلی دل میبرهههه واااییی مخشو بزنیم؟😍
_ن باو دیوونه ای گور بابای هرچی پسر هست!😐
الیا:عقل نداری ک تو دختر!
داشتیم صحبت میکردیم که استاده وارد شد ........
یک لحضه چشمم بهش خورد دوباره سرم رو انداختم پایین اما یبار دیگه که نگاه کردم حس کردم بی حس شدممم وااااییی خدا منوبکششش تیکه تیکه کن ادرین این وسط چی میگه؟؟😦 اون شده استاد ما؟ـ
اومد و با جدیت و اخم خودش رو معرفی کرد ......
ادرین :من ادرین اگرست هستم استاد این درس شما !سال تحصیلی جدید رو تبریک میگم
_یا ابرفۻللللل چیکار کنم؟ الیا کمکمم کن وایی این الیام ک کر شد برم زیر میزز😭
الیا: دیگه دیر شده مرینت خانم اقای استاد داره میاد سمتت ! زر نزن همه بچه ها دارن زرای تورو گوش میدن !ادرین:اونجا چه خبره چرا رفتید زیر میز خانم؟
اومد وایستاد سر میزم و گفت شما اونجا چکار میکنید ؟
_امممم....من هه من هیچی دارم درس میخونم نه که دختر درس خونیم ؟ـ
ادرین:چرت نگید خانم ! ـ
_ادرین گفت چرت نگو و یدفعه کتابو از دستم کشید با دیدن من مات مونده بود.......منم همینطور با دیدنش مثل چی داشتم میمردم که گقت:
ادرین:تو......؟!
سریع ب خودش اومد و گفت خانم شما صبر میکنید اخر کلاس کارتون دارم!
سرتکون دادم مجبوری
وای خدا به دادم برسه!
برای پارت بعد نظر میخام 😘❤
های ^-^