lucifer girl New part

بعدش غيب شد…🍁🍂

به جاى نيش نگاه كردم جاى زخم خوب شده بود!

دستم رو روش كشيدم كه باعث كبودى گردنم  شد به حرف كت نوار فكر كردم كه صداش تو گوشم پيچيد:((به ويليام اعتماد نكن اون دورگس))كل شب به اين حرفش فكر مى كردم چرا ويليام انقدر برام مهم بود؟چشماى سردش من رو ياد پدرم مى انداختن پدرى كه زود از پيشم رفت با ياد آورى خاطره اشكى از گونم چكيد و كم كم بقيه اشكام بدون اجازه پايين ريختن صبح شده بود بلند شدم و صورتم رو آب زدم صداى در اومد رفتم و در رو باز كردم ديگو رو كه خسته و پريشون بود ديدم من:((ديگو چى شده؟!))ديگو:((هيچى……اتچه)){لولا و مارلين:اتچه برابره با عطسه}فهميدم كه سرما خورده مثل بچه كوچولو ها هميشه وقتى سرما مى خورد عطسه ميكرد دستش رو گرفتم و كشوندمش تو خونه و روى تخت خوابوندمش دستم رو روى پيشونيش گذاشتم:((خيلى طب دارى))