قهرمان یا دست وپا چلفتی پارت چهارم😘
مرینت: زنگ اخر که خورد رفتم خونه و روی تختم دراز کشیدم و به اتفاقات امروز فکر میکردم.
تیکی همونطور که داشت ماکارون میخورد گفت: مرینت به نظرت یه چیزی عجیب نیست ؟
_ چی؟؟؟
_اینکه هاک ماث چند وقته کسی رو شرور نکرده !
حوصله نداشتم به چیزی به جز رسیدن به ادرین فکر کنم😐 گفتم :نه هیچ چیزش عجیب نیست! احتمالا کرونا گرفته! و چند روزی اکوما ول نمیده!!!!!
تیکی کمی قانع شد اما از قیافش معلوم بود که هنوز شک داره!
از زبان تیکی:اخه هاک ماث و کرونا! نه امکان نداره نمیشه !
مرینت:بعد از فکر کردن زیاد یه نقشه درست و در مون کشیدم و الیا الکس میلن رو به انجمن دختران تو خونه خودم دعوت کردم!!!
و شروع کردم به تعریف نقشه برای اونا:
نقش اول مال آلیا بود : اون روز قرار بود کاگامی و ادرین برن کلاس شمشیر زنی بنا بر این آلیا قرار بود اون موقع شمشیر کاگامی رو برداره وجای دیگه ای قایم کنه!
نقش دوم مالالکس بود که چند تا لباس شمشیر زنی برام جور کنه تا من بپوشم!
نقش سوم مال میلن بود تا منو تو کلاس جا بده و ثبت نام کنه! و یه شمشیر برام جور کنه!
و نقش چهارمم مال خودم بود خود خود خودمن!!!!
فردا وقتی کاگامی رفت تو اتاق کمد ها تا شمشیرش رو برداره درست الیا صبح قبل از اون با کمک یه گیره سر در کمدو باز کرده و شمشیرو بر داشته!!!!! و اونو گذاشته بالای کمدش تا نتونه ببینتش!!!!!
بعد میلن با نفوضی که داشت منو ثبت نام کرد و شمشیرو برام آورد.
الکس هم همینتور یه لباس واسم آورد!
پشت در منتظر موندم تا بره!بعد رفتم تو و دنبال ادرین گشتم اما پیداش نکردم! تا اینکه خود مربی رقیب منو انتخاب کرد! آمدم جلوش و با تمام توانم باهاش جنگیدم اما انگار منتظر رقابت با من نبود! تا اینکه از یک فرصت استفاده کردم و زدمش زمین مثل اینکه خودشم تعجب کرده بود که شکست خورده! وقتی کلاهمو بر داشتم انگار بیشتر هم تعجب کرد!!!
گفت مرینت؟ گفتم :تو از کجا منو میشناسی؟؟؟؟
کلاهشو که بر داشت فهمیدم اون اون ادرینه!!😱من ادرینو زمین زدم!!!
با خودم گفتم حتما ازم متنفر شده اما با خنده گفت کارت عالی بود! تازه داشتیم به هم نزدیک تر میشدیم که.........
سلام دوستان گل امید وارم خوشتون اومده باشه نظر بدینا!!
فعلا باااای
های ^-^