دختر همسایه پارت دوم
#دختر_همسایه
پارت دوم
از زبان مرینت
_دخترم من میرم بستنی بخرم تو همینجا بمون
چشم پدر
یهو دیدم یه پسره مو طلایی از پشت علف ها بیرون اومد
ععععععععع
_نترس بهت آسیبی نمی رسونم،فقط خواستم بپرسم اسمت چیه
مرینت
_چه اسم قشنگی
دیگه برو
_باشه خدا حافظ
_چیزی شده دخترم
نه پدر جان
_بیا اینم بستنی
خیلی ممنون پدر
_خواهش میکنم عزیزم بیا بریم خونه باید وسایلتو جمع کنی و آماده باشی واسه فردا گلم
چشم پدر
شب
شب بخیر مامان
شب بخیر بابا
_شب بخیر عزیزم
فردای آن روز
_دخترم بیدار شو باید بری مدرسه
سلام صبح بخیر
_صبح تو هم بخیر
رفتم برای لباس پوشیدن،یه لباس خوشگل پوشیدم و رفتم پایین صبحانه خوردم و خدا حافظ ی و رفتن به مدرسه
در کلاس کنار یه دختره ی عینکی با موهای تقریباً قرمز نشستم،
_یه چیزی بگم
بگو
_تو خیلی خوشگلی
ممنونم ولی دردسر سازه
_من آلیا هستم آلیا سزار
منم مرینتم مرینت دوپن چنگ
_خوشبختم
همچنین
_دوستای خوبی میشیم
درسته
_بچه ها امروز دو شاگرد جدید داریم خودتو معرفی کن گلم
من مرینت دوپن چنگم
_خوش اومدی دخترم
خیلی ممنون
_سلام من آدرین آگراستم
_تو هم خوش اومدی
ممنونم
بچهها درس امروزمون.......
زینگ زینگ
_سلام خانم خانوما همراهم بیا
اصلا
_ببین کاری نکن که
برو بابا
_پس خودت خواستی پسرا
ادامه دارد......
نویسنده آتنا😘❤️
نظررررررر فراموششششش نشههههه 🙏🙏🙏🙏🙏
های ^-^