که با یکی تصادف کردیم

 

از ماشین پیاده شدیم یه پسر جذاب بود که موهاش زرد بود چشاش سبز و هیکل ژیگری داشت اون یکی هم همین طوری

 

(من:مری جان اون مثلا جذابه اسمش آدرینه و اون یکی نینو  مری:آهان مرسی که گفتی  من:خواهش )

 

من و آدرین با احساس به هم نگاه میکردیم و آلیا و نینو هم جر و بحث

 

خلاصه جر و بحثشون تموم شد و آلیا گفت:مرینت بیا بریم دیر شد

 

نینو:آدرین باید بریم

 

آدرین دستمو گرفت و اورد بالا و بوسید و گفت:از دیدنتون خوشحال شدم بانو♥

 

 

از رنگ بادمجونی هم رد کرده بود از نا چار زبون باز کردم

مری:خوا...خواه...هش می...کنم

 

و رفتیم نشستیم تو ماشینامون ضایع شد دارن میاد دانشگاه ما چون تو همه پیچ و خما دنبالمون بودن

 

خلاصه رسیدیم و وایئیی او مای گاددد⊙~⊙اونا تو کلاس ما بودن بعد 5 دقیقا خانم جورجینا تشریف فرما شدن و آدرین و نینو رو با اسم کامل معرفی کردن آدرین آگراست یه مدل معروف و پول دار و نینو لحیف صمیمی ترین دوستش

 

از اینکه منو آلیا رو دیدن تعجب نکردن ولی با گفتن جمله من چشماشون اندازه تخم مرغ شد

 

مری:سلام من مرینت دوپن چنگ هستم و نماینده کلاس و کل مدرسه هم هستم و معرفی میکنم و دستمو به سمت آلی گرفتم دستیار و با وفا ترین دوستم آلیا سزار امید وارد این مدرسه برای شما گذینه خوبی باشه.من،آلیا و بچه ها توی زنگ تفریح مدرسه رو نشونتون میدیم تا با مدرسه دوپان و دانش آموزان،معلم ها،ناظم ها و مدیر مدرسه یعنی آقای داماکلیس آشنا شید

 

جور جینا:ممنون مرینت آدرین و نینو شما میتونین جلوی مرینت و آلیا بنشینید و به درست گوش بدید بعد هم اگه مرینت جان مشکل نداره به خونش برید و باهم درس های قبل رو یاد بگیرین و همین طور برای مرینت هم دوره میشه،خب مرینت ؟

مری:نه خانم من مشکلی ندارم

 

جور جی؛خب پس عالی شد و بعد درس رو شروع کرد و زنگ تفریح شد و ما همه چیز رو به آدرین و نینو نشون دادیم و معرفی کردیم

 

و کلا کلاس تموم شد...♥~♥ ♡~♡

 

با افتخار به اطلاع میرسانم دستم شکست

 

خب خب برای بعدی دو تا نظر نا قابل

 

پس...

 

بای تا های .......